امام رضا(ع) و تربیت فرزند

7- محبت

محبت داروى شفابخش دردها، تسکین دهنده قلبهاست و بهترین راه حل‏مشکلات و ناسازگاریهاى تربیتى است. حبت‏بجا، در هر مکان و زمان و در هر مقطع و سن، وسیله‏اى کارآمد و مؤثر است. همگان، در هر سن و موقعیت، به عاطفه و محبت نیازمندند; اما کودکان،نوجوانان و جوانان بیش از دیگران تشنه جام زلال محبتند. رفتار نابجا وناقصشان را محبت اصلاح مى‏کند و ناسازگارى و پرخاشگرى نابجایشان را داروى محبت‏از میان مى‏برد. آرى، با محبت مى‏توان بسیارى از گره‏ها را گشود و راههاى‏ناهموار را هموار کرد. امام رضا(ع) از این شیوه مؤثر تربیتى به شکلهاى‏گوناگون بهره مى‏گرفت. گاهى اوج محبت‏خود را در قالب جمله زیباى «بابى‏انت و امى‏» (پدر و مادرم به فدایت) نشان مى‏داد و زمانى او را در آغوش‏مى‏گرفت، به سینه خود مى‏فشرد و مى‏بوسید. اباصلت مى‏گوید: هنگامى که جواد(ع) بربستر شهادت پدر وارد شد، حضرت رضا(ع) از بستر برخاست، به سوى او رفت، دست‏برگردنش انداخت، او را به سینه فشرد، میان دو چشمش را بوسید و با او سخن گفت... محبت کلید حل بسیارى از مشکلات تربیتى است. گاهى والدین در مقابل اصرارزیاد کودکان بر خواستهاى غیر معقول یا غیر ممکن، رفتارى تند و نامناسب‏ابراز مى‏کنند; ولى حتى در چنین موقعیتى رفتار محبت آمیز مناسبتر و مؤثرتراست. امیه بن على نقل مى‏کند: در سالى که امام رضا(ع) حج‏به جاى آورد و سپس‏به خراسان رفت، من در مکه همراه امام(ع) بودم و امام جواد(ع) نیز همراهش‏بود. امام(ع) با خانه کعبه وداع کرد. وقتى طوافش تمام شد، به طرف مقام[ابراهیم] رفت و در آنجا نماز گزارد. جواد(ع) که خردسال بود، بر دوش موفق(غلام حضرت) طواف داده مى‏شد. جواد(ع) به طرف حجر [اسماعیل] رفت، در آنجا نشست‏و این امر مدتى طول کشید. موفق به او گفت: جانم به فدایت‏باد، برخیز. او فرمود: برنمى‏خیزم تا وقتى که خدابخواهد و در چهره‏اش غم نمایان شد. موفق خدمت امام رضا(ع) آمد و گفت: جانم به فدایت‏باد، جواد(ع) در حجر نشسته، برنمى‏خیزد. امام رضا(ع) به طرف‏جواد(ع) آمد و فرمود: برخیز، اى حبیب من. جواد(ع) فرمود: چگونه برخیزم، درحالى که شما با کعبه چنان وداع مى‏کنید که گویا هرگز به سویش بازنمى‏گردید! [براى بار سوم] امام رضا(ع) فرمود: برخیز، اى حبیب من. جواد(ع)برخاست.

از این حدیث‏شریف در مى‏یابیم که امام رضا(ع) در مقابل اصرار جواد(ع)هرگز به او تندى نکرد; بلکه با جملات محبت‏آمیزى چون «قم یا حبیبى‏» و صبرو حوصله فرزند خردسالش را قانع کرد.

8- احترام

بى‏شک هر انسانى در هر مقطع سنى، با توجه به برداشتى که از ارزش ومنزلت‏خویش دارد، براى خود احترام و شخصیت قایل است. هر انسانى خود رادوست دارد و دوست دارد که مورد احترام دیگران واقع شود. کودک و نوجوان نیزهر چند به رشد اجتماعى و عقلانى کافى نرسیده است; اما براى خود احترام قایل‏است. بدین جهت رفتار احترام‏آمیز والدین و مربیان نقش مؤثرى در تربیت و رشداو دارد. امام رضا(ع) براى جواد(ع) احترام بسیار قایل بودند و از این شیوه‏مؤثر در تربیت فرزند بسیار بهره مى‏برد. محمد بن ابى‏عباد، که به تصویب فضل بن‏سهل امور نگارش حضرت رضا(ع) را به عهده گرفته بود، مى‏گوید: حضرت رضا(ع)همواره از فرزند بزرگوارش محمد با کنیه [که نزد عرب علامت‏بزرگداشت و احترام‏است] نام مى‏برد و مى‏فرمود: ابوجعفر به من چنین نوشت و من به ابوجعفر چنین‏نوشتم. با آنکه امام جواد(ع) در مدینه به سر مى‏برد و کودکى بیش نبود، حضرت‏رضا(ع) وى را بسیار احترام مى‏کرد و نامه‏هایى که از حضرت جواد به وى مى‏رسید،با کمال بلاغت و نیکویى پاسخ مى‏داد ...

9- تشویق

تشویق در تربیت کودک و نوجوان بسیار مؤثر است. تشویق بجا و مناسب‏در فرزندان ایجاد انگیزه و شوق مى‏کند و آنان را براى انجام کارهاى بزرگترآماده مى‏سازد. در واقع تشویق نردبان پیشرفت و موفقیت آنهاست. بدین جهت این‏شیوه نیز مورد توجه حضرت رضا(ع) بود. زکریا بن آدم مى‏گوید: خدمت امام رضا(ع)بودم که حضرت جواد(ع) را نزد ما آوردند. او، که حدود چهار ساله بود، دستهارا بر زمین نهاد و سرش را به طرف آسمان بلند کرد و به فکر فرو رفت. امام‏رضا(ع) به او فرمود: جانم به فدایت‏باد، در چه موضوعى چنین اندیشه مى‏کنى؟ فرمود: در آنچه نسبت‏به‏مادرم فاطمه(س) انجام داده‏اند. به خدا قسم، آنها را از قبر بیرون مى‏آورم،مى‏سوزانم و خاکسترشان را به دریا مى‏ریزم. امام رضا(ع) [در مقابل کار نیکویش]او را به خود نزدیک ساخت، بین دو چشمش را بوسید و فرمود: پدر و مادرم به‏فدایت‏باد، تو براى مامت‏شایستگى دارى.»

10- نظارت والدین

زندگى صحنه درس‏و تجربه است. آنانکه بیشتر عمر خود در کسب تجارب صرف کرده‏اند، در رویارویى با دشواریها ازتوان فزونتر برخوردارند. کودکان و نوجوانان بهره کمترى از تجربه دارند وبدین سبب به نظارت و کمک والدین نیازمندترند. نظارت مستمر و حساب شده بروضعیت اخلاقى، تحصیلى و رفتارى فرزند یک ضرورت انکارناپذیر در امر تربیت است;البته این نظارت باید منطقى و حتى‏الامکان غیر مستقیم و بجا باشد. نکته مهم‏این است که نظارت به مواقع حضور والدین، به ویژه پدر، در کانون خانواده‏اختصاص ندارد; بلکه حتى وقتى پدر براى مدتى از کانون خانواده فاصله مى‏گیرد وحضور فیزیکى ندارد، باید همچنان از وضعیت فرزندانش آگاه باشد و بر کار آنهانظارت کند. سفارشهاى پیش از مسافرت و مکاتبه با فرزند در طول سفر، امرى‏ضرورى و کارساز است. حضرت رضا(ع) که به سبب ستم فرمانروایان ناگزیر مدتى دوراز وطن و خاواده به سر برد، به شکلهاى گوناگون همچون نامه و پیامهاى‏شفاهى از دور بر وضعیت فرزندش جواد(ع) نظارت مى‏کرد و راهنماییهاى لازم را به‏وى ارائه مى‏دادند. چنانکه پیش از رفتن به خراسان درباره فرزندانش آنچه‏شایسته مى‏نمود، سفارش کرد. اشاره به دو نمونه از رفتار آن حضرت در این‏زمینه بسیار سودمند مى‏نماید:

الف) قبل از سفر

ابى محمد وشاء از امام رضا(ع)نقل کرد که حضرت فرمود: هنگامى که خواستم از مدینه به سوى خراسان حرکت‏کنم، اهل و عیال خود را جمع کردم و از آنها خواستم که با صداى بلند بر من‏بگریند. سپس دوازده هزار دینار بین آنها تقسیم کردم و گفتم: من هرگز به سوى‏شما بر نمى‏گردم. سپس دست جواد(ع) را گرفتم، وارد مسجد پیامبر(ص) شدم، دست اورا بر قبر گذاشتم و از رسول خدا(ص) نگهدارى‏اش را طلب کردم. جواد(ع) [رازکارم را] دریافت و گفت: پدر و مادرم به فدایت، به سوى دشمن مى‏روى؟ حضرت همه‏وکلاء و خدام خود را سفارش‏کرد که به سخنان جواد(ع) گوش فرادهند، از اواطاعت‏کنند، با او مخالفت نورزند و بعد از وفات من به وى بگروند. و آنها راآگاه کردم که او امام بعد از من و جانشین من است ...

ب) بعد از سفر

ابن ابى‏نصر مى‏گوید امام رضا(ع) در نامه‏اى به حضرت جواد(ع)چنین نوشته بود: اى اباجعفر، به من اطلاع دادند که خدام، هنگام خروج شما ازخانه، شما را از در کوچک بیرون مى‏برند و این به خاطر بخل آنهاست تا از شمابه کسى خیرى نرسد; [فرزندم] به حقى که بر گردن تو دارم، از تو مى‏خواهم که‏ورود و خروجت فقط از در بزرگ باشد. هنگامى که خواستى از خانه خارج شوى،همراه خود طلا و نقره داشته باش و هر که از تو چیزى خواسته، عطا کن. اگرعموهایت از تو طلب کمک کردند، کمتر از پنجاه دینار عطا نکن و بیشتر از آن به‏اختیار توست. اگر از عمه‏هایت کسى از تو کمک خواست، کمتر از بیست و پنج دینارمده و بیشتر از آن به اختیار توست. [فرزندم،] این سفارش من به خاطر رشد ورفعت مقام توست، پس به دیگران انفاق کن و از خداى صاحب عرش، ترس فقر وتنگدستى نداشته باش.

11- خود اتکایى

توجه به استقلال و خوداتکایى از نکات‏مهم تربیتى است. همگام با رشد جسمانى و افزایش سن، توقعات و انتظارات‏مردم از کودک افزایش مى‏یابد و او باید خود را براى ایفاى نقش در جامعه آماده‏سازد. از طرفى وابستگى فرزند به والدین، به ویژه پدر، نه مطلوب است و نه‏همواره ممکن. زیرا امکان پیش آمدن موقعیت ویژه و محروم شدن فرزند از کمک‏والدین انکارناپذیر است. بنابراین، والدین باید ضمن نظارت صحیح و حساب شده‏به تدریج زمینه استقلال و خوداتکایى را در فرزندانشان به وجود آورند و باواگذارى مسوولیت‏بدانان قدرت اداره زندگى را در آنها تقویت کنند. از نکات‏بسیار زیباى سیره تربیتى امام رضا(ع) توجه به این امر مهم است. آن حضرت به‏خوبى براى فرزندش جواد(ع) آینده‏نگرى فرمود و چون مى‏دانست فرزندش در نوجوانى‏مسوولیت‏بزرگ رهبرى جامعه اسلامى را به عهده مى‏گیرد با واگذاردن مسوولیتها به‏وى قدرت مدیریت و رهبرى را در او تقویت کرد. امام هشتم(ع)، هنگامى که درمدینه بود، اداره امور خویش را عملا به فرزندش وا نهاد و حضرت جواد(ع)، بااینکه کودک و نوجوان بود، به خوبى از عهده این امر برآمد. حنان بن سدیرمى‏گوید: ... پیوسته حضرت جواد(ع) با اینکه کودک و نوجوان بود، اداره امورحضرت رضا(ع) را در مدینه به عهده داشت و به خادمان حضرت امر و نهى مى‏کرد وهیچ یک از خدمتگزاران با وى مخالفت نمى‏کرد. این سخن بدان معناست که حضرت‏جواد(ع) به خوبى مدیریت مى‏کرد و آنها با او مخالفت نمى‏کردند.

12- پرورش بعد عقلانى

تربیت‏باید همه جانبه باشد. پرورش بعد عقلانى و شکوفاساختن استعداد منطق و استدلال در فرزند یکى از مهمترین ابعاد تربیت است.

منطقى بار آوردن فرزند سبب مى‏شود درست‏بیندیشد، منطقى تصمیم بگیرد، منطقى‏رفتار کند و در صورت لزوم، بى‏هیچ هراسى از دیدگاهها و رفتارهاى خود دفاع‏کند. سیره تربیتى حضرت رضا(ع) از این منظر نیز الگویى کامل براى همه رهروان‏آن حضرت است. بنان بن نافع نقل مى‏کند که روزى مامون از جایى که حضرت‏جواد(ع) با کودکان بازى مى‏کرد، مى‏گذشت. کودکان از ترس میدان بازى را ترک‏کردند و تنها جواد(ع) آنجا ایستاد. مامون از او پرسید: چرا همراه بچه‏هافرار نکردى؟ فرمود: گناهى مرتکب نشدم تا از ترس بگریزم و جاده هم تنگ نیست‏تا آن را برایت‏باز کنم، از هر جا مى‏خواهى عبور کن. مامون [از این پاسخ‏تعجب کرد و] پرسید: تو کیستى؟ حضرت در جواب فرمود: من محمد بن على بن موسى‏بن جعفر بن‏محمد بن‏على بن‏الحسین بن‏على بن‏ابى‏طالب علیهم السلام هستم ...

/ 0 نظر / 14 بازدید