خورشید شرق

امام از او خواست‏بنشیند. بعد از پایان جلسه، از وى اجازه گرفت و به خانه رفت. لحظاتى بعد، در را بست; دستش را اخلاق خوب، نشان دهنده‏ى ذات نیک و درون زیباى انسان است. امام رضا علیه السلام چنان به این ویژگى آراسته بود که دوست و دشمن را جلب مى‏کرد.

 

از بالاى در بیرون آورد و پرسید: [آن مرد ] خراسانى کجاست؟ ! مرد پاسخ داد: این جایم.

 

فرمود: این دویست دینار را بگیر، با آن هزینه‏ى سفرت را تامین کن; به این‏ها تبرک بجوى، از سوى من صدقه مده و بیرون شو.

 

یکى از یاران حضرت پرسید: فدایت‏شوم به او مهربانى کردى و چهره پنهان ساختى؟ !

 

فرمود: چون نیازش را برآوردم، نخواستم خوارى خواهش را در چهره‏اش ببینم. آیا این حدیث پیامبر را نشنیده‏اى که فرمود: کار نیکى که پنهان انجام شود، برابر هفتاد حج است و افشا کننده‏ى کار بد خوار و پنهان کننده‏ى آن آمرزیده است... .

 

اى جنابت قبله‏ى حاجات ارباب نیاز حاجتى کاین جا رود معروض بى‏شبهت رواست

 

حاجت ابن یمین را هم روا کن بهر انک حاجت‏خلقان روا کردن ز اخلاق شماست

 

در ره اخلاص تو جز افتخارم هیچ نیست و آن که زاد او نه فقرست اندرین ره بینواست

 

نیستم محتاج دنیا چون فنایش در پى است کار عقبى دار و حالش را که‏در دار البقاست

 

4- هدایت منحرفان

 

امام رضا علیه السلام به راهنمایى و هدایت منحرفان فکرى و سیاسى بسیار اهمیت مى‏داد. پس از شهادت امام کاظم علیه السلام، گروهى چنان پنداشتند امام کاظم علیه السلام همچنان زنده است. حضرت رضا علیه السلام به شیوه‏هاى مختلف با این گروه رو به رو مى‏شد و به هدایت آن‏ها مى‏پرداخت. عبدالله بن مغیره عراقى مى‏گوید: من به مذهب واقفیه اعتقاد داشتم. وقتى براى به جاى آوردن مراسم حج‏به مکه رفتم، تردید وجودم را فرا گرفت. خود را به دیوار کعبه چسباندم و گفتم: خدایا، نیازم را مى‏دانى، مرا به بهترین دین‏ها ارشاد فرما!

 

همان‏جا به قلبم خطور کرد نزد امام رضا علیه السلام به مدینه بروم. وقتى به خانه‏ى حضرت رسیدم، به خادم گفتم: به ولایت‏بگو مردى عراقى آمده است. در این لحظه، صداى امام رضا علیه السلام را شنیدم که دو بار فرمود: عبدالله بن مغیره، وارد شو.

 

وارد خانه شدم، به چهره‏ام نگریست و فرمود: خداوند دعایت را مستجاب و تو را به دین خویش هدایت کرد.

 

گفتم: اشهد انک حجة الله و امینه على خلقه.

 

عالم آل محمد از دریاى مواج دانش خویش در مسیر راهنمایى دانشوران نیز بهره مى‏برد. مناظره‏هاى آن حضرت بر درستى این سخن گواهى مى‏دهد. صفوان بن یحیى مى‏گوید:

 

یوحنا نزد امام رضا علیه السلام آمد و گفت: گروهى ادعایى دارند. جمعى سخن آن‏ها را درست مى‏دانند ولى افزون بر آن، ادعاى دیگر نیز دارند. در این باره چه مى‏فرمایید؟

 

حضرت فرمود: ادعاى گروه اول پذیرفته است و ادعاى گروه دوم بدان سبب که گواهى ندارند، پذیرفته نیست.

 

یوحنا گفت: ما بر این باوریم عیسى، روح خدا و کلمه‏ى او است. مسلمانان نیز این سخن را مى‏پذیرند; ولى مى‏گویند محمد رسول خدا است. ما این ادعا را قبول نداریم. بى‏تردید آنچه بر آن توافق داریم، از آنچه در آن اختلاف داریم، بهتر است.

 

امام پرسید: چه نام دارى؟

 

گفت: یوحنا.

 

حضرت فرمود: یوحنا، ما به آن عیسى بن مریم، روح و کلمه‏ى خداوند که به محمد ایمان داشت، به آن بشارت مى‏داد و بر بندگى خود اعتراف داشت، ایمان داریم. اگر آن عیسى که شما مى‏گویید روح خدا و کلمه‏ى او است، عیسایى که به محمد ایمان داشت، به او بشارت مى‏داد و بر بنده‏گى‏اش معترف بود نباشد، ما از اعتراف بدان پیراسته‏ایم و هیچ توافقى نداریم.

 

على بن شعبه مى‏گوید: وقتى امام رضا در مجلس مامون به گروهى از دانشمندان عراقى و خراسانى پیوست، مامون گفت: منظور از آیه‏ى «ثم اورثنا الکتاب الذین اصطفینا من عبادنا» چیست؟

 

دانشمندان گفتند: مراد تمام امت است; یعنى همه‏ى امت پیامبر صلى الله علیه و آله برگزیده‏اند و کتاب به آن‏ها ارث مى‏رسد.

 

مامون به امام گفت: شما چه مى‏فرمایید؟

 

عالم آل محمد فرمود: خداوند در این آیه به عترت پاک رسول خدا صلى الله علیه و آله نظر دارد.

 

مامون پرسید: چگونه؟

 

امام فرمود: اگر همه‏ى امت‏برگزیده‏ى خدا و وارث کتاب بودند، پس باید همه بهشت مى‏رفتند; چون خدا مى‏فرماید: «فمنهم ظالم لنفسه ومنهم مقتصد و منهم سابق بالخیرات باذن الله ذالک هو الفضل الکبیر» پس آن‏ها را در بهشت قرار داد و فرمود: «جنات عدن یدخلونها» پس وراثت‏به عترت پاک رسول خدا اختصاص دارد. عترت پیامبر کسانى‏اند که خداوند در کتابش آن‏ها را چنین وصف کرده است: «انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت ویطهرکم تطهیرا.» رسول خدا نیز درباره‏ى آن‏ها مى‏فرماید: «انى مخلف فیکم الثقلین کتاب الله وعترتى اهل بیتى لن یفترقا حتى یردا على الحوض... . من دو چیز گران میان شما برجاى مى‏گذارم: کتاب خدا و عترتم [که] اهل بیت من [شمرده مى‏شوند ] هرگز از هم جدا نمى‏شوند تا در حوض بر من وارد شوند....

 

از شهادت پدر تا هجرت به ایران

 

در سال 179ه . ق. امام کاظم علیه السلام به وسیله‏ى هارون الرشید دستگیر و به عراق منتقل شد. بر اساس نظر مشهور، آن حضرت در بیست و پنجم رجب 183 به شهادت رسید. مسافر، خدمت‏کار خانه‏ى امام کاظم، مى‏گوید: هنگامى که امام کاظم را به بغداد مى‏بردند، حضرت به فرزندش امام رضا علیه السلام فرمود: در خانه‏ى من بخواب تا آن که خبر شهادتم را دریافت کنى.

 

ما هر شب بستر حضرت رضا علیه السلام را در دالان خانه مى‏انداختیم. آن حضرت بعد از شام مى‏آمد، در آن‏جا مى‏خوابید و بامداد به خانه‏ى خود مى‏رفت. این روش تا چهار سال ادامه یافت. سرانجام شبى حضرت براى خواب به خانه‏ى پدر نیامد. اهل خانه نگران شدند. بامداد حضرت آمد و به ام‏احمد فرمود: آنچه پدرم به تو سپرده، نزد من آور.

 

ام احمد فریادى کشید و ... گفت: به خدا سوگند، مولایم وفات یافته است.

 

حضرت رضا علیه السلام فرمود: آرام باش، گفتارت را آشکار مساز تا خبر به حاکم مدینه برسد.

 

آن گاه ام‏احمد کیسه‏یى - که دو یا چهار هزار دینار در آن بود - به حضرت داد و گفت: امام کاظم علیه السلام کیسه را محرمانه به من داد و فرمود: این امانت را از همه پنهان دار و چون یکى از فرزندانم آن را مطالبه کرد، به وى بسپار; و این نشانه‏ى وفاتم خواهد بود.

 

امام رضا علیه السلام، پس از تحویل گرفتن امانت، به خانه‏اش رفت و دیگر براى خواب به خانه‏ى امام کاظم علیه السلام نیامد. پس از چند روز، پیکى خبر وفات امام را به مدینه آورد. روزها را شمردیم و دریافتیم همان روزى که امام رضا براى خواب به خانه‏ى پدر نیامد، امام کاظم علیه السلام به سراى جاودانگى شتافت.

 

پس از شهادت امام موسى بن جعفر علیه السلام، حضرت رضا علیه السلام امامتش را آشکارا بیان مى‏کرد تا مردم در فتنه‏ها گمراه نشوند. صفوان بن یحیى مى‏گوید: پس از شهادت امام کاظم علیه السلام، حضرت رضا علیه السلام درباره‏ى امامتش آشکارا سخن مى‏گفت. ما بر جان حضرت ترسیدیم. مردى به وى گفت: شما امرى بسیار مهم را آشکار ساختید، بر جان شما بیمناکیم.

 

امام فرمود: او [هارون] هر چه بکوشد بر من راهى ندارد.

 

مهم‏ترین مشکل حضرت در این عصر، گروه واقفیه بود که در سایه‏ى کژاندیشى جمعى دنیاطلب شکل گرفت. سرانجام مامون در سال 200 امام را به خراسان فرا خواند و حضرت ناگزیر سمت آن سامان رهسپار شد.

 

حدیث‏سلسلة الذهب

 

ابن صلت هروى مى‏گوید: با حضرت رضا علیه السلام بودم. وقتى سوار بر استر به نیشابور گام نهاد، دانشوران به استقبالش رفته، افسار استر را گرفتند و گفتند: پسر رسول خدا، تو را به حق پدران پاکت، سخنى بگو.

 

امام سر از هودج بیرون آورد و فرمود: پدرم موسى بن جعفر از پدرش جعفر بن محمد، از پدرش محمد بن على، از پدرش على بن حسین از پدرش حسین آقاى جوانان بهشت، از امیر مؤمنان، از رسول خدا صلى الله علیه و آله چنان نقل کرد که جبرئیل روح الامین از سوى خداوند گفت:

 

انى انا الله لا اله الا انا وحدى. عبادى فاعبدونى ولیعلم من لقینى منکم بشهادة ان لا اله الا الله مخلصا بها انه قد دخل حصنى ومن دخل حصنى امن من عذابى.

 

من خدایى هستم که جز من پروردگارى نیست. بندگان من، مرا عبادت کنید و بدانید هر که با شهادت لا اله الا الله و اخلاص و عمل مرا ملاقات کند، به حصارم گام مى‏نهد و هر که به حصارم قدم گذارد، از عذابم ایمن است.

 

آن گاه درباره‏ى اخلاص در شهادت بر یگانگى خداوند پرسیدند، فرمود:

 

«طاعة الله وطاعة رسول الله وولایة اهل بیته‏» .

 

پیروى از خداوند و فرستاده‏ى پروردگار و پیوند با اهل بیت وى.

 

از پذیرش ولایت عهدى تا شهادت

 

در مرو مامون به استقبال امام شتافت و او را ناگزیر ساخت پیشنهاد ولایت‏عهدى او را بپذیرد. امام در برابر رژیم موضعى منفى و شگفت انگیز اختیار فرمود; زیرا پذیرش ولایت عهدى را به عدم مسئولیت‏خصوصى و عمومى مشروط ساخت. او فرمود: ولایت عهدى را به شرطى مى‏پذیرم که کسى را به مقامى نگمارم و از کارى برکنار نکنم، سنتى را دگرگون نسازم، از دخالت در امور حکومت‏بر کنار باشم و تنها مورد مشورت قرار گیرم.

 

به اعتقاد امام تا حکومت‏به طور کامل تحت رهبرى وى قرار نمى‏گرفت، مشروعیت نمى‏یافت; حضرت، با عدم دخالت در امور حکومتى، عملا مشارکت در حکومت را رد کرد; زیرا بر اساس مشارکت، امام باید سهم مامون در حکومت‏بر مؤمنان را تایید مى‏کرد و به آن مشروعیت مى‏داد. بنابر این، نقشه‏ى اخذ مشروعیت مامون با عدم دخالت امام در امور حکومتى ناکام ماند.

 

پس از پذیرش ولایت عهدى مراسم‏هاى مفصل جشن برگزار شد; ولى از آن جا که مامون امام را تنها براى کسب مشروعیت‏به ایران فرا خوانده بود، بعد از حدود سه سال، در صفر سال 203 در پنجاه و پنج‏سالگى، وى را مسموم ساخت.پیکر امام در سناباد به خاک سپرده شد.

 

اى روضه‏یى که دهر ز بویت معطر است آبت ز کوثر و گلت از مشک و عنبرست

 

در طینت تو چشمه‏ى خورشید مضمرست بوى تو چون نسیم جنان روح پرورست

 

خاکى و نه فلک بوجودت منورست تا در تو نور دیده زهرا و حیدرست

 

خورشید کو یگانه رو هفت کشورست بهر شرف ز خاک‏نشینان این درست

 

زیارت امام رضا علیه السلام

 

زیارت دیدار مشتاقانه‏ى برگزیدگان خداوند است; برقرار ساختن ارتباط قلبى با حجت پروردگار و حضور در مشهد و گرامى شمردن شهید است. امام رضا علیه السلام درباره‏ى زیارت مى‏فرماید:

 

ان لکل امام عهدا فى عنق اولیائه وشیعته وان من تمام الوفاء بالعهد وحسن الاداء زیارة قبورهم. فمن زارهم رغبة فى زیارتهم وتصدیقا بما رغبوا فیه کان ائمتهم شفعاءهم یوم القیامة.

 

هر امامى را در گردن پیروانش پیمانى است. وفاى به این پیمان وقتى کامل است که آرامگاه‏هاشان زیارت شود. پس هر که امامان را مشتاقانه زیارت کند و آنچه مورد خواست و اشتیاق آنان است درست‏شمارد، آنان نیز در روز رستاخیز شفیعانش خواهند بود.

 

و نیز فرمود: به زودى توس محل آمد و شد شیعیان و زائرانم مى‏گردد. بدان، هر که مرا در توس - که از وطنم [مدینه] دور است - زیارت کند، روز قیامت در حالى که آمرزیده شده با من و هم‏رتبه‏ى من خواهد بود.

 

صله از حضرت رضا علیه السلام

 

حاج شیخ ابراهیم صاحب الزمانى، پیش از شروع درس مرحوم آیت الله العظمى حائرى دقایقى مرثیه مى‏خواند. او - که مردى با اخلاص بود - مى‏گفت: به مشهد مقدس مشرف شدم و مدتى در آن جا اقامت گزیدم. آنچه داشتم، خرج کردم و تهیدست‏شدم. کسى را نیز نمى‏شناختم تا مشکلم را با وى در میان نهم.

 

به همین جهت، قصیده‏یى در ستایش حضرت رضا علیه السلام سرودم. چنان اندیشیدم که آن را براى تولیت‏بخوانم و صله بگیرم. با این هدف حرکت کردم; ولى در راه به خود آمدم و تصمیم گرفتم آن را به حضرت ارائه دهم. به همین جهت، کنار ضریح رفتم، پس از استغفار و راز و نیاز با خدا، قصیده را خواندم و تقاضاى صله کردم. ناگاه دیدم دستى با من مصافحه کرد و یک اسکناس ده تومانى در دستم نهاد. بى‏درنگ گفتم: سرورم، کم است.

 

ده تومان دیگر بدان افزود.

 

باز گفتم: کم است.

 

او همچنان مى‏افزود و من بیش‏تر مى‏طلبیدم. سرانجام میزان پول به هفتاد تومان رسید. شرم کردم بیش‏تر بخواهم. سپاس گزاردم و از حرم بیرون آمدم. در حال پوشیدن کفش‏هایم بودم که دیدم آیت الله حاج شیخ حسنعلى تهرانى، جد آیت الله مروارید مشهدى، با شتاب رسید و فرمود: شیخ ابراهیم، خوب با حضرت رضا مانوس شده‏اى، قصیده مى‏سرایى و پاداش مى‏گیرى. صله را به من ده تا... .

 

بى‏درنگ پول‏ها را تقدیم کردم. او یک پاکت‏به من داد و رفت. یکصد و چهل تومان یعنى دو برابر صله در پاکت‏بود.

 

اى آستان قدس تو تنها پناه من بر خاک باد پیش تو روى سیاه من

 

مى‏آید از درون ضریحت ‏شمیم عشق پیچیده در فضاى حرم سوز و آه من

 

چشمم به چلچراغ حریم تو روشن است اى چلچراغ چشم تو خورشید راه من

 

گلدسته‏ات منادى صوت اذان عشق مانوس با غروب و زوال و پگاه من

 

مهر از فروغ گنبد پاکت گرفته وام شمس الشموس هستى و نامت گواه من

 

هر صبحدم به شوق تو بیدار مى‏شدم کافتد به بارگاه تو لختى نگاه من

 

اى غربت مجسم تاریخ اى امام اى خاک پاى مرقد تو بوسه گاه من

 

پى‏نوشت‏ها:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

15

 

 

 

 

 

 

 

. شعر از قاسم رسا، مدایح رضوى در شعر فارسى، ص‏213 .

 

. عیون اخبار الرضا، ج‏1، ص‏29 .

 

. ابن بابویه ولادت حضرت را 11 ربیع الاول 153، پنج‏سال بعد از شهادت امام صادق علیه السلام، کلینى سال 148، بعضى 11 ذى‏حجه 153 و شیخ طبرسى 11 ذى‏قعده 153 مى‏داند. به اعلام الورى، ص‏313، اصول کافى، ج‏1، ص‏486، کشف الغمه، ج‏3، ص‏53 ، اصول کافى، ج‏6 ، ص‏473 و بحار الانوار، ج‏49، ص‏9 رجوع کنید.

 

. 4) تکتم، اروى، سکن، سمانه، ام البنین، خیزران، صقر، شقرا از دیگر نام‏هاى او است. (عیون اخبار الرضا، ج‏1، ص‏22 و 23.

 

. عیون اخبار الرضا، ج‏1، ص‏26 .

 

. همان، ص‏24 .

 

. مناقب ابن شهر آشوب، ج‏4، ص‏396; کشف الغمه، ج‏3، ص‏53 .

 

. اصول کافى، ج‏1، ص‏311 .

 

. عیون اخبار الرضا، ج‏1، ص‏22 .

 

. نور الدین عبدالرحمان جامى، شاعر و عارف قرن نهم .

 

. اصول کافى، ج‏1، ص‏315. (فقال هو الذى ینظر بنور الله عز وجل ویسمع بفهمه وینطق بحکمته یصیب فلا یخطى‏ء ویعلم فلا یجهل معلما حکما وعلما.

 

. مجموعه آثار نخستین کنگره جهانى امام رضا علیه السلام. (محمد بن حسان الدین شاعر قرن 9) .

 

. همان، ص‏614 . (محمد ابن یمین الدین مزیومدى شاعر قرن 8) .

 

. عیون اخبار الرضا، ج‏2، ص‏180- 183; بحار الانوار، ج‏49، ص‏211 و 100; ارشاد مفید، ص‏291; مناقب آل ابى طالب، ج‏4، ص‏300 .

 

. تحلیلى از زندگانى امام رضا علیه السلام، محمد جواد فضل الله، ترجمه سید محمد صادق عارف، ص‏42.

 

 

 

. عیون اخبار الرضا، ج‏2، ص‏184 .

 

. اصول کافى، ج‏4، ص‏24 .

 

. مجموعه آثار نخستین کنگره جهانى امام رضا علیه السلام، ص‏616. (ابن یمین) .

 

. اصول کافى، ج‏1، ص‏355 .

 

. عیون الاخبار، ج‏2، ص‏230 .

 

. تحف العقول، ص‏313 .

 

. منتهى الآمال، ج‏2، ص‏121 و 149 .

 

. اصول کافى، ج‏1، ص‏381 و 386 .

 

. همان، ص‏487، حدیث 2 .

 

. در این که امام از چه مسیرهایى عبور کرد، اختلافاتى وجود دارد.

 

. بحار الانوار، ج‏49، ص‏120 و 121 .

 

. عیون اخبار الرضا، ج‏2، ص‏139 .

 

. همان، ص‏140 .

 

. الارشاد، ص‏285.

 

. مجموعه آثار نخستین کنگره جهانى امام رضا علیه السلام، ص‏621. (عصمت‏بخارى) .

 

. وسایل الشیعه، ج‏10، ص‏253; بحار الانوار، ج‏100، ص‏116 .

 

. وسایل الشیعه، ج‏10، ص‏438 .

 

. همان .

 

. مدایح رضوى در شعر فارسى، ص‏256. (عبدالله حسینى) .

 

 

 

 

                           
/ 1 نظر / 12 بازدید
فرید

سلام بر تو ای هموطن ایا از پس مخارج زندگی خود بر نمیایید؟؟ ایا دنبال یک راه حل برای غلبه بر مشکلات مالی خود هستید؟ ما برای این مساله مشترک همه یک راه حل داریم. درباره کمپانی پارمیس که بصورت قانونی در ایران ثبت شده چیزی شنیدی؟ میخواهی ماهی 5تا8 درصد سود بگیری؟ میخوای سرمایه هات توسط بانک تضمین بشن؟ میخواهی از درامد بازاریابی ماهانه10ها ملیونی استفاده کنی؟ و خیلی چیزای دیگه از سایت ما دیدن کنید