امام رضا علیه السلام و اقامه نماز عید
ساعت ۱٢:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٢٩   کلمات کلیدی: امام رضا علیه السلام ،مقالات امام رضا علیه السلام ،اشعار امام رضا علیه السلام

در یکى از اعیاد اسلامى مانند عید فطر یا عید قربان،مامون براى امام پیام فرستاد که امامت نماز عید را بپذیرد و نماز را برگزار فرماید.امام پاسخ داد:تو شرایطى که میان من و توست مى دانى،مرا از اقامه ى نماز معذور دار.

مامون گفت:منظورم از این کار آنست که مردم مطمئن شوند و نیز فضیلت تو را بشناسند!

فرستاده چند بار میان مامون و امام رفت و آمد کرد،و چون مامون بسیار اصرار ورزید امام پاسخ داد:بیشتر دوست دارم مرا از این کار معاف دارى،ولى اگر نمى پذیرى و ناچار باید این کار را انجام دهم،من براى اقامه ى نماز عید مانند رسول خدا صلى الله علیه و آله و امیر مؤمنان على علیه السلام بیرون خواهم آمد.

مامون پذیرفت و گفت:هر طور مایل هستید بیرون بیایید،و دستور داد فرماندهان و درباریان و عموم مردم بامداد عید جلوى خانه ى امام حاضر شوند.

بامداد عید پیش از طلوع آفتاب کوچه ها و راهها از مردم مشتاق پر شد و حتى زنان و کودکان هم آمده بودند و بیرون آمدن امام را انتظار مى بردند.فرماندهان بهمراه سپاهیان،سوار بر مرکبهاى خود جلوى منزل امام ایستاده بودند،آفتاب سر زد،امام غسل کرد و لباس پوشید و عمامه یى سپید که از پنبه بافته شده بود بر سر نهاد،و یک سر عمامه را بر سینه و سر دیگر را از پس پشت بر کتف افکند،خود را معطر ساخت و عصا در دست گرفت،و به همراهان خویش فرمود:آنچه انجام مى دهم انجام دهید.

آنگاه پاى برهنه در حالیکه شلوار و نیز دامن لباس را تا نیمه ساق پا بالا آورده بود.براه افتاد، پس از چند گام سر به سوى آسمان بلند کرد و تکبیر گفت،همراهانش به تکبیر او تکبیر گفتند...امام به در سراى رسید و ایستاد.

فرماندهان و سپاهیان چون امام را چنان دیدند از مرکبها بر زمین جستند و پاپوشها از پاى در آوردند و پا برهنه بر خاک ایستادند.

امام بر در سراى تکبیر گفت و انبوه مردم با او تکبیر گفتند،صحنه چنان شور و عظمتى داشت که گویى آسمان و زمین با او تکبیر مى گویند،شهر مرو را سراسر گریه و فریاد فرا گرفت. «فضل بن سهل »چون اوضاع را چنین دید به مامون خبر برد و گفت:اى امیر! اگر«رضا»بدینگونه به مصلاى نماز برسد فتنه و آشوب مى شود و ما همه بر جان خویش بیمناکیم،به او پیام بفرست که باز گردد.

مامون به امام پیام داد:ما شما را به زحمت انداختیم و دوست نداریم به شما زحمت و رنجى برسد،شما باز گردید و با مردم همان کسى که قبلا نماز مى خواند نماز را برگزار نماید.

امام دستور داد کفش او را بیاورند،و پوشید و سوار شد و به خانه بازگشت. (51) و مردم بر نفاق و عوامفریبى مامون پى بردند و دریافتند آنچه در مورد امام ابراز مى دارد تظاهر است،و هدفى جز رسیدن به اغراض سیاسى خود ندارد...