هدف مأمون از ولایتعهدی
ساعت ۱:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٤/٢۸   کلمات کلیدی: امام رضا علیه السلام ،مقالات امام رضا علیه السلام

مأمون با تظاهر به تشیّع8 ـ در صدد رفع مشکلاتی بود که از ناحیه‏ی علویون ـ از آغاز خلافت ـ بر سر راهش قرار گرفته بود او در این مبارزه، گام به گام حرکت کرد و در آخرین مرحله، تحمیل «ولایتعهدی» به امام رضا علیه‏السلام بود.

مأمون در برابر اعتراضی که در مورد ولایتعهدی امام علیه‏السلام بر او شد چنین پاسخ داد:

«این مرد [امام رضا علیه‏السلام ] کارهای خود را از ما پنهان کرده و مردم را به امامت خود می‏خواند ما او را بدین جهت ولی‏عهد قرار دادیم که مردم را به خدمت ما بخواند و به خلافت ما اعتراف نماید و در ضمن شیفتگان ایشان بدانند که او آن چنان که ادّعا می‏کند، نیست؛ و این امر (خلافت) شایسته ما است نه او! و همچنین ترسیدیم، اگر او را به حال خود بگذاریم در کار ما شکافی به‏وجود آورد که نتوانیم آن را پُر کنیم و اقدامی علیه ما بکند که تاب مقاومتش را نداشته باشیم. اکنون که در رابطه با وی این شیوه را پیش گرفته و در کار او مرتکب خطا شده و خود را با بزرگ کردن او در لبه‏ی پرتگاه قرار داده‏ایم، نباید در کار وی سهل‏انگاری کنیم. بدین جهت باید کم کم از شخصیّت و عظمت او بکاهیم تا او را پیش مردم به صورتی در آوریم، که از نظر آنها شایستگی خلافت را نداشته باشد، سپس در باره‏ی او چنان چاره اندیشی کنیم که از خطرات او که ممکن بود متوجه ما شود جلوگیری کرده باشیم».9

«ابا صلب هروی» نیز در خصوص واگذاری ولایتعهدی به علی بن موسی الرضا علیه‏السلام می‏گوید:

«ولایتعهدی را به امام واگذاشت، تا به مردم نشان دهد که او چشم به دنیا دارد و بدین ترتیب، موقعیّت معنوی خود را پیش آن‏ها از دست بدهد».10

به غیر از اهدافی که مأمون در مورد ولایتعهدی حضرت اظهار کرد، برای کنترل امام رضا علیه‏السلام نیز نگهبانان و جاسوس‏هایی را گمارد تا اخبار امام را به وی برسانند.11


عکس العمل امام رضا علیه‏السلام در برابر پیشنهاد ولایتعهدی
ساعت ۱:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٤/٢٤   کلمات کلیدی: امام رضا علیه السلام ،مقالات امام رضا علیه السلام

اولین واکنش امام هشتم علیه‏السلام نسبت به پیشنهاد مأمون در خصوص ولایتعهدی، این بود که از آمدن به خراسان سرباز زد چرا که آمدن او به «مرو» یک پیروزی سیاسی برای مأمون به حساب می‏آمد.12

کلینی از «یاسر خادم» و «ریّان بن صلت» نقل کرده است: وقتی کار امین پایان یافت و حکومت مأمون استقرار یافت، نامه‏ای به امام علیه‏السلام نوشته و از او خواست تا به خراسان بیاید، ولی امام هرگز به درخواست او جواب مساعد نمی‏داد13 مأمون در سال 200ه·· . ق نامه‏ها و پیک‏های متعدد به مدینه، حضور حضرت رضا علیه‏السلام فرستاد و آن حضرت را با تأکید و تشدید به خراسان دعوت کرد14 در حدیث آمده است: مأمون از نوشتن نامه در این رابطه دست بردار نبود.15

تا این که «رجاء بن ابی الضحاک» را مأمور کرد که امام علیه‏السلام را به این مسافرت مجبور کند.16


وداع امام هشتم از مدینه و مکه
ساعت ۱:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٤/۱٩   کلمات کلیدی: امام رضا علیه السلام ،مقالات امام رضا علیه السلام

 

شیخ صدوق رحمه‏الله از محول سجستانی آورده است:

«وقتی که فرستاده‏ی مأمون برای بردن امام رضا علیه‏السلام از خراسان به مدینه آمد، من آنجا بودم. امام علیه‏السلام به منظور خدا حافظی و برای وداع، به مسجد النبی کنار قبر رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله رفت و مکرر با قبر پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله وداع می‏کرد و بیرون می‏آمد و نزد قبر باز می‏گشت و با صدای بلند گریه می‏کرد. من به امام نزدیک شده، سلام کردم امام جواب سلام مرا داد، حضرت را در رفتن به سفر خراسان تهنیت و مبارک باد گفتم. امام فرمود: به دیدن من بیا زیرا از جوار جدّم خارج می‏شوم و در غربت از دنیا می‏روم و در کنار قبر هارون مدفون می‏شوم! من همراه حضرت به خراسان رفتم، تا این که از دنیا رفت و در کنار قبر هارون به خاک سپرده شد.17

امیّه بن علی می‏گوید: من در آن سالی که حضرت رضا علیه‏السلام در مراسم حج شرکت کرد و سپس به سوی خراسان حرکت نمود، در مکه با او بودم و فرزندش امام جواد علیه‏السلام (که پنج سال داشت) با او بود. امام با خانه‏ی خدا وداع می‏کرد و چون از طواف خارج شد، نزد مقام رفت و در آن جا نماز خواند. امام جواد علیه‏السلام بر دوش موّفق (غلام حضرت) بود که او را طواف می‏داد. نزدیک حجر اسماعیل، امام جواد علیه‏السلام از دوش موفق پایین آمد و مدّتی طولانی در آن جا نشست موفق گفت: فدایت شوم برخیز.

امام جواد علیه‏السلام فرمود: نمی‏خواهم. مگر خدا بخواهد. آثار غم و اندوه در چهره‏اش آشکار شد.

موفق نزد امام رضا علیه‏السلام آمد و گفت: فدایت شوم، حضرت جواد علیه‏السلام در کنار حجر اسماعیل نشسته و بلند نمی‏شود.

امام هشتم علیه‏السلام نزد فرزندش آمد و فرمود: بلند شو عزیزم.

حضرت جواد علیه‏السلام عرض کرد: «چگونه برخیزم با این که خانه‏ی خدا را به گونه‏ای وداع کردی که دیگر نزد آن بر نمی‏گردی!».

امام رضا علیه‏السلام فرمود: «حبیب من برخیز» آنگاه حضرت جواد علیه‏السلام برخاست و با پدرش به راه افتاد.18

امامت حضرت جواد علیه‏السلام :

«حسن بن علی وشّاء» می‏گوید که امام رضا علیه‏السلام به من فرمود:

انی حیثُ ارادوا الخروج من المدینة، جمعت عیالی فأمرتهم ان یبکوا علیّ حتی اسمع، ثمّ فرّقت فیهم اثنی عشر الف دینار ثمّ قلت: امّا انّی لا ارجع الی عیالی ابدا.19


چگونگی شهادت امام رضا علیه‏السلام
ساعت ۱:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٤/۱٥   کلمات کلیدی: امام رضا علیه السلام ،مقالات امام رضا علیه السلام

 

عبدالنبی بشیر می‏گوید: مأمون به من دستور داشد ناخن‏های خود را بلند بگذارم و من نیز چنان کردم، سپس مرا خواست و چیزی شبیه (تمرهندی) به من داد و گفت: این را به همه‏ی دو دست خود بمال، من چنان کردم. سپس برخاسته و نزد حضرت رفت و به امام گفت: حال شما چطور است؟

امام فرمود، امید بهبودی دارم.

مأمون پرسید هیچکدام از غلامان نزد شما آمدند؟

حضرت فرمود: نه.

مأمون خشمناک شده و به غلامانش فریاد زد (که چرا رسیدگی به حال آن حضرت نکرده‏اند.) عبداللّه‏ بن بشیر می‏گوید: در این هنگام مأمون به من گفت: برای ما انار بیاور. من چند انار حاضر کردم، مأمون گفت: با دست خود آن‏ها را بفشار، من فشردم و مأمون آب انار فشرده را با دست خود به حضرت خورانید و همان سبب وفات آن حضرت گردید و پس از خوردن آن افشره، حضرت دو روز بیشتر زنده نماند.

ابا صلت هروی می‏گوید: پس از آن‏که مأمون از حضور امام رفت، من به محضرش رسیدم حضرت فرمود:

یا أَبا الصَّلْتِ قد فَعَلُوها. «ای ابا صلت! اینها کار خود را کردند».

و در آن حال زبانش به وحدانیّت و حمد خدا گویا بود.37


نظر امام رضا علیه‏السلام در خصوص قبول ولایتعهدی
ساعت ۱:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٤/۱٠   کلمات کلیدی: امام رضا علیه السلام ،مقالات امام رضا علیه السلام

 رر

امام رضا علیه‏السلام در پاسخ ریان32 که از حضرت پرسید: شما با آن همه زهد در دنیا چرا ولایتعهدی مأمون را پذیرفتید؟ فرمود:

قد علم اللّه‏ کراهتی33 «خدا می‏داند که چقدر من از این موضوع ناخشنودم».

علت پذیرش ولایتعهدی:

امام رضا علیه‏السلام ولایتعهدی را پذیرفت در حالی که می‏دانست به قیمت جانش تمام خواهد شد، ولی اگر نمی‏پذیرفت علاوه بر جان خودش جان شیعیان نیز به خطر می‏افتاد. در آن روزگار که تفکرات و فلسفه‏های الحادی و ضد دینی رواج کامل داشت. اگر امام اقدامی می‏کرد که جانش را از دست می‏داد؛ شیعیان به انحراف کشیده می‏شدند. در آن روز وجود امام علیه‏السلام برای سلامتی افکار شیعیان ضروری بود.34

علاوه بر این امام با قبول ولایتعهدی عملاً از بنی عباس اعتراف گرفت که علویین حق حکومت دارند بلکه از بنی عباس هم برترند و غصب حق کسی دلیل حق نداشتن او نیست.

«ابن‏معتز»شاعر درباری در اشعارش به همین نکته اشاره می‏کند و می‏گوید:

اگر مأمون ولایتعهدی را به امام رضا علیه‏السلام داد، کسی فکر نکند خلافت و حکومت حق «رضا» و علویین است و مأمون را در خلافت حقی نیست مأمون ولایتعهدی را به امام رضا علیه‏السلام داد تا به او و علویون بفهماند حکومتی که شما برای آن خود را به کشتن می‏دادید نزد من ارزشی ندارد (شاعر متوجه شده بود که واگذاری ولایتعهدی اعتراف به حقانیت امام است و با این حرفها سعی می‏کرد حقیقت را واژگون جلوه دهد).35

نکته دیگر این که امام علیه‏السلام با قبول ولایتعهدی این شایعه را خنثی کرد که ائمه تنها به امور دینی مردم می‏پردازند و کار فقهی انجام می‏دهند؛ اما به خیر و شرّ امور مسلمین کاری ندارند از این جهت است که امام رضا علیه‏السلام در پاسخ «محمد بن عرفه» که دلیل قبول ولایتعهدی را پرسید؟ فرمود: به همان دلیل که جدم داخل شدن در شورای شش نفره را پذیرفت [من نیز ولایتعهدی را پذیرفتم.].

در مجموع باید گفت: امام به قبول ولایتعهدی راضی نبود گر چه فوایدی در برداشت ولی‏خطرات آن بیشتر از نفع آن بود و کاملاً معلوم بود که مأمون امام را حذف فیزیکی یا معنوی خواهد کرد


احترام امام رضا علیه السلام به مهمان
ساعت ٢:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٤/٥   کلمات کلیدی: امام رضا علیه السلام ،مقالات امام رضا علیه السلام

 

                                             اسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.bahar20.sub.ir

                             اسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.bahar20.sub.ir

                            اسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       www.bahar20.sub.ir

               

 

شخصی مهمان امام رضا علیه السلام  بود. چراغ خانه امام خراب شد.
مهمان خواست چراغ را تعمیر کند اما حضرت رضا علیه السلام به او اجازه نداد، خود به تعمیر چراغ پرداخت و فرمود
:
«
ما خاندانی هستیم که مهمان‌هایمان را به کاری وا نمی‌داریم؛ مهمان ما محترمتر از آن است که به خدمت صاحبخانه بپردازد

 

منابع:

بحارالانوار، ج 49، ص 102، ح 20. از کافی، ج 6، ص 283


امام رضا و ایران
ساعت ۱:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٤/۱   کلمات کلیدی: امام رضا علیه السلام ،مقالات امام رضا علیه السلام

 

شهر «مرو» مرکز خلافت مأمون بود. به دستور مأمون، امام هشتم شیعیان را از مدینه به بصره و از آن جا به اهواز و سپس از مسیر فارس به نیشابور و بعد به خراسان آوردند و حضرت را از طریق کوفه نیاوردند21. در بعضی از کتب تاریخی آمده است که امام از طریق «قم» آورده شد.22

امام رضا علیه‏السلام در مسیر خود به نیشابور رسید جمعیّت بسیاری از حضرت استقبال کردند هنگام عزیمت به سوی «مرو» جمعی از دانشمندان اهل سنت از امام خواستند تا حدیثی از آباء گرامش نقل کند، امام دستور داد پرده‏ی کجاوه را کنار زدند، مردم در حال هجوم بودند و سروصدا می‏کردند، امام از مردم خواست تا ساکت شوند، آنگاه فرمود:

پدرم از پدرش تا امیر المؤمنین علی علیه‏السلام و او از پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله و او از جبرئیل نقل کرد که خداوند فرمود: کَلَمِةُ لا إِله الاَّ اللّه‏ حِصْنی فَمَنْ دَخَلَ حِصْنی أَمِنَ مِنْ عَذابی.23

«کلمه توحید، سنگر محکم من است، پس هر کس داخل آن گردید، از عذاب من در امان است».

امام رضا علیه‏السلام بعد از اندک تأملی، به آن‏ها فرمود: این موضوع شروطی دارد.

وَأَنَا مِنْ شُروُطِها.24

«پذیرش امامت من، از جمله‏ی شروط آن است».25

بیست هزار و به قولی بیست و چهار هزار نفر. این سخن را نوشتند.26

به این ترتیب، حضرت ثامن الائمه علیهم‏السلام ، شرط توحید را، ولایت و امامت آل علی علیه‏السلام را پذیرا بودن، دانست.

از دیگر موضع‏گیری‏های آشکار امام علیه‏السلام در خصوص امامت، فرمایش آن حضرت است در کنار مأمون ـ موقعی که مسئله‏ی ولایتعهدی را مطرح کرد ـ امام چنین فرمود: «مأمون حقی را به ما داد که دیگران آن را نپذیرفتند».27

تا قبل از موضع گیری شفاف امام علیه‏السلام در مورد امامت، این موضوع فقط در میان خواص مطرح بود؛ ولی پس از طرح این مطلب مهم، در میان عامه‏ی مردم نیز گسترش پیدا کرد. اثبات این مسئله که «امامت، حق علویون است» از نکاتی است که حرکت تبلیغی ایشان در توضیح معنای امامت و مناظرات آن حضرت تأثیر منحصر به فردی در آن داشته است