موضعگیرى منفى امام رضا علیه السلام
ساعت ۱٢:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۸/۸   کلمات کلیدی: امام رضا علیه السلام ،مقالات امام رضا علیه السلام ،اشعار امام رضا علیه السلام

امام بظاهر و در گفتار ولیعهدى را پذیرفت ولى عملا آن را نپذیرفته بود زیرا شرط کرد که هیچ مسئولیتى نداشته باشد و درکارها مداخله یى نکند.مامون شرایط را قبول کرده بود ولى گاهى مى کوشید برخى کارها را بر امام تحمیل کند و امام را آلت اجراى مقاصد خود قرار دهد،ولى امام بشدت مقاومت مى کرد و هرگز با او همکارى نمى کرد.

«معمر بن خلاد»مى گوید:امام رضا علیه السلام برایم نقل کرد که مامون به من گفت برخى از افراد مورد اعتماد خودت را معرفى کن تا حکومت شهرهایى که بر من شوریده اند به آنان واگذار کنم.به او گفتم:«اگر به شرایطى که پذیرفتى وفا کنى من هم به عهدم وفا خواهم کرد، من در این کار به این شرط داخل شدم که امر و نهى و عزل و نصب نکنم و مشاور هم نباشم تا پیش از تو در گذرم،سوگند به خدا خلافت چیزى است که به آن فکر نمى کردم،آنگاه که در مدینه بودم بر مرکبم سوار مى شدم و رفت و آمد مى کردم،و اهل شهر و دیگران حوائج خود را به من عرضه مى داشتند و من بر آورده مى ساختم،و آنان و من همچون عموها بودیم (مثل وابستگان با هم انس و صمیمیت داشتیم) و نامه هایم در شهرها مقبول و مورد احترام بود تو نعمتى بیش از آنچه خداوند به من عطا کرده است براى من نیفزوده یى،و هر نعمتى هم بخواهى بیفزایى باز از خداست که به من عطا مى شود»مامون گفت من به عهدم وفا دارم. (49


امام رضا علیه السلام در زمان هارون
ساعت ۱٢:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۸/٦   کلمات کلیدی: امام رضا علیه السلام ،مقالات امام رضا علیه السلام ،احادیث امام رضا علیه السلام

امام رضا علیه السلام پس از شهادت امام کاظم،امامت و دعوت خود را آشکار ساخت و بى پروا به رهبرى امت پرداخت.جو سیاسى جامعه در زمان هارون چنان خفقان آور بود که حتى برخى از صمیمى ترین یاران امام از این صراحت و بى پروائى او بر جانش بیمناک بودند.

«صفوان بن یحیى »مى گوید:امام رضا علیه السلام پس از رحلت پدرش سخنانى فرمود که ما بر جانش ترسیدیم و به او عرض کردیم:مطلبى بزرگ را آشکار کرده یى،ما بر تو از این طاغوت (هارون) بیمناکیم.

فرمود:«هر چه مى خواهد تلاش کند،راهى بر من ندارد» (17) «محمد بن سنان »مى گوید در روزگار هارون به امام رضا علیه السلام عرض کردم:شما خود را به این امر-امامت-مشهور ساخته اید و جاى پدر نشسته اید،در حالیکه ازشمشیر هارون خون مى چکد!

فرمود:آنچه مرا بر این کار بى پروا ساخته سخن پیامبر است که فرمود:«اگر ابو جهل یک مو از سر من کم کرد گواه باشید که من پیامبر نیستم »و من مى گویم «اگر هارون یک مو از سر من کم کرد گواه باشید که من امام نیستم » (18) و همچنان شد که امام مى فرمود زیرا هارون هرگز فرصت نیافت خطرى متوجه امام سازد،و بالاخره به جهت اغتشاشاتى که در شرق ایران رخ داده بود،هارون مجبور شد خود با سپاهیانش به سوى خراسان برود و در راه بیمار شد،و در 193 هجرى در طوس مرگش فرا رسید،و اسلام و مسلمین از وجود پلیدش ایمن شدند.

                                                            


اشعار در مدح امام رضا (ع)
ساعت ۱٢:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۸/٤   کلمات کلیدی: اشعار امام رضا علیه السلام

حکیم صفای اصفهانی

 

                                       


من دست زنم دراین فراپستی بردامن شاه عالم بالا
از بحرنخست گوهر هشتم دریدی چهار لؤلؤ لالا
گردون چهار اختر خاتم کاین چارچوگوهرندواودریا
دارای نُه آسمان تودرتو دارندة هفت ارض تابرتا
سلطان سماء روح و ارض تن قیوم چهار ام و هفت آبا
او جان و جمیع ماسوی پیکر او کل و جمیع کائنات اجزا
بگذشته ازآن که علم الانسان مالایعلم ستایمش زان سا
سلطان که ولایت مطلق کاوهست مدیر کن فکان تنها
میر ملکوتیان روشن دل پیر جبروتیان جان پروا
او شخص وجود و هیکل موجود عرش و فلک و ملک همة اعضا
از نقطة خاک مرکز هستی پیدا شد و شد چو نقطة پابرجا
نّه دایرة سپهر از او دائم گردند به گرد مرکز غبرا
آن نقطه رضاست کز سرکلکش بر لوح قضا قدر کند انشا

                                                        


نشانه هاى امام معصوم علیه السلام
ساعت ۱:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۸/٢   کلمات کلیدی: امام رضا علیه السلام ،احادیث امام رضا علیه السلام

 

حضرت رضا علیه السلام در خراسان بود، ابوبصیر(که از شاگردان و شفتگان امامان علیهم السلام بود) به محضر امام رضا علیه السلام آمد و چنین پرسید:

به چه دلیل و نشانه، امام بر حق (معصوم) شناخته مىشود؟

                        

امام رضا: به چندین خصلت:

1- سفارشى از پدرش، که به امامت او اشاره کند(مانند تصریح به امامت او، یا وصیت به او و...).

2- از هر چه بپرسند، بى درنگ به پاسخ سؤالات مردم، بپردازند.

3- اگر در محضرش، سکوت کنند، او آغاز گر سخن (و میدان دار مجلس) باشد.

4- و از حوادث فردا خبر دهد.

5-و با هر لغتى با مردم بتواند سخن بگوید.

                                                                         

سپس امام رضا علیه السلام به ابوبصیر فرمود: قبل از آنکه از این مجلس خارج گردى، نشانه اى را به تو نشان مىدهم، در همین هنگام مردى از مردم خراسان به حضور امام رضا علیه السلام رسید و با زبان عربى با امام رضا علیه السلام سخن گفت، ولى امام رضا علیه السلام با زبان فارسى به او پاسخ مىداد.                                               

                                                                                 

مرد خراسانى گفت:«قربانت گردم! سوگند به خدا، مرا از سخن گفتن به زبان فارسى باز نداشت جز اینکه گمان کردم شما زبان فارسى را خوب نمى دانید».

                                                                                      

امام رضا: عجبا! اگر من نتوانم پاسخ تو را با زبان فارسى به خوبى بدهم، پس برترى من بر تو به چیست

سپس امام رضا علیه السلام به ابوبصیر فرمود:«اى ابا محمد! همانا زبان احدى از مردم، از امام مخفى نمى ماند، بلکه امام، زبان پرندگان و حیوانات و هرگونه جاندار را مىداند، کسى که این ویژگیها را نداشته باشد، او امام بر حق نخواهد بود.