اشعار در مدح امام رضا (ع)
ساعت ۱٢:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۳٠   کلمات کلیدی: اشعار امام رضا علیه السلام

 فلاح(امین)

 


رضا آمد، رضاآمد، رضا آمد ******* رضا آمد، رضا آمد، رضا آمد،
بشارت میرسد برما ******* که ای اهل ولا برپا
سپاس مقدم مولا ******* ******* امیر جان ما آمد
******* ******* رضا آمد، رضا آمد

 

 

جهان شد غرق نور از او ******* منورتر ز طور از او
خلایق در سرور از او ******* شه ملک ولا آمد
******* ******* رضا آمد، رضا آمد

 

 

سرور شیعیان باشد ******* ******* که شاد از او جهان باشد
مفرح انس و جان باشد ******* ******* که عطرش با صفا آمد
******* ******* رضا آمد، رضا آمد

 

زیمن مقدمش یکسر ******* جهان شد غرقه در زیور
که ما را آمده دلبر ******* به بزم ما صفا آمد
******* ******* رضا آمد، رضا آمد

 

بود ایران ما خرم ******* نماید فخر بر عالم
از این مولد از این مقدم ******* که از لطف خدا آمد
******* ******* رضا آمد، رضا آمد


امام رضا علیه السلام و اقامه نماز عید
ساعت ۱٢:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٢٩   کلمات کلیدی: امام رضا علیه السلام ،مقالات امام رضا علیه السلام ،اشعار امام رضا علیه السلام

در یکى از اعیاد اسلامى مانند عید فطر یا عید قربان،مامون براى امام پیام فرستاد که امامت نماز عید را بپذیرد و نماز را برگزار فرماید.امام پاسخ داد:تو شرایطى که میان من و توست مى دانى،مرا از اقامه ى نماز معذور دار.

مامون گفت:منظورم از این کار آنست که مردم مطمئن شوند و نیز فضیلت تو را بشناسند!

فرستاده چند بار میان مامون و امام رفت و آمد کرد،و چون مامون بسیار اصرار ورزید امام پاسخ داد:بیشتر دوست دارم مرا از این کار معاف دارى،ولى اگر نمى پذیرى و ناچار باید این کار را انجام دهم،من براى اقامه ى نماز عید مانند رسول خدا صلى الله علیه و آله و امیر مؤمنان على علیه السلام بیرون خواهم آمد.

مامون پذیرفت و گفت:هر طور مایل هستید بیرون بیایید،و دستور داد فرماندهان و درباریان و عموم مردم بامداد عید جلوى خانه ى امام حاضر شوند.

بامداد عید پیش از طلوع آفتاب کوچه ها و راهها از مردم مشتاق پر شد و حتى زنان و کودکان هم آمده بودند و بیرون آمدن امام را انتظار مى بردند.فرماندهان بهمراه سپاهیان،سوار بر مرکبهاى خود جلوى منزل امام ایستاده بودند،آفتاب سر زد،امام غسل کرد و لباس پوشید و عمامه یى سپید که از پنبه بافته شده بود بر سر نهاد،و یک سر عمامه را بر سینه و سر دیگر را از پس پشت بر کتف افکند،خود را معطر ساخت و عصا در دست گرفت،و به همراهان خویش فرمود:آنچه انجام مى دهم انجام دهید.

آنگاه پاى برهنه در حالیکه شلوار و نیز دامن لباس را تا نیمه ساق پا بالا آورده بود.براه افتاد، پس از چند گام سر به سوى آسمان بلند کرد و تکبیر گفت،همراهانش به تکبیر او تکبیر گفتند...امام به در سراى رسید و ایستاد.

فرماندهان و سپاهیان چون امام را چنان دیدند از مرکبها بر زمین جستند و پاپوشها از پاى در آوردند و پا برهنه بر خاک ایستادند.

امام بر در سراى تکبیر گفت و انبوه مردم با او تکبیر گفتند،صحنه چنان شور و عظمتى داشت که گویى آسمان و زمین با او تکبیر مى گویند،شهر مرو را سراسر گریه و فریاد فرا گرفت. «فضل بن سهل »چون اوضاع را چنین دید به مامون خبر برد و گفت:اى امیر! اگر«رضا»بدینگونه به مصلاى نماز برسد فتنه و آشوب مى شود و ما همه بر جان خویش بیمناکیم،به او پیام بفرست که باز گردد.

مامون به امام پیام داد:ما شما را به زحمت انداختیم و دوست نداریم به شما زحمت و رنجى برسد،شما باز گردید و با مردم همان کسى که قبلا نماز مى خواند نماز را برگزار نماید.

امام دستور داد کفش او را بیاورند،و پوشید و سوار شد و به خانه بازگشت. (51) و مردم بر نفاق و عوامفریبى مامون پى بردند و دریافتند آنچه در مورد امام ابراز مى دارد تظاهر است،و هدفى جز رسیدن به اغراض سیاسى خود ندارد...

 


احادیثی از حضرت امام رضا (ع)
ساعت ۱۱:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٢٠   کلمات کلیدی: احادیث امام رضا علیه السلام

بِسْمِ اللّهِ الرًّحْمَن ِالرَّحیِمْ

مَنْ زارَ قَبْرَ الْحُسَیْنِ علیه السلام بِشَطِّ الْفُراتِ، کانَ کَمَنْ زارَ اللهَ فَوْقَ عَرْشِهِ.

هر مؤمنى که قبر امام حسین (ع) را کنار شطّ فرات (در کربلا) زیارت کند همانند کسى است که خداوند متعال را بر فراز عرش زیارت کرده باشد.

أبْلِغْ شیعَتى: إنَّ زِیارَتى تَعْدِلُ عِنْدَاللهِ عَزَّ وَ جَلَّ ألْفَ حَجَّة،

فَقُلْتُ لاِبى جَعْفَر (ع): ألْفُ حَجَّة؟!

قالَ: إى وَاللهُ، وَ ألْفُ ألْفِ حَجَّة، لِمَنْ زارَهُ عارِفاً بِحَقِّهِ.

حضرت به یکى از دوستانش نوشت: به دیگر دوستان و علاقمندان ما بگو : ثواب زیارت( قبر ) من معادل است با یک هزار حجّ،

راوى گوید: به امام جواد (ع) عرض کردم: هزار حجّ براى ثواب زیارت پدرت مى باشد؟!

فرمود: بلى، هر که پدرم را با معرفت در حقّش زیارت نماید، هزار هزار (یعنى یک میلیون) حجّ ثواب زیارتش مى باشد.

أوَّلُ ما یُحاسَبُ الْعَبْدُ عَلَیْهِ، الصَّلاةُ فَإنْ صَحَّتْ لَهُ الصَّلاةُ صَحَّ ماسِواها، وَ إنْ رُدَّتْ رُدَّ ماسِواها.

اوّلین عملى که از انسان مورد محاسبه و بررسى قرار مى گیرد نماز است، چنانچه صحیح و مقبول واقع شود، بقیه اعمال و عبادات نیز قبول مى گردد و گرنه مردود خواهد شد.

لِلصَّلاةِ أرْبَعَةُ آلاف باب.

نماز داراى چهار هزار در (جزء و شرط) مى باشد.

الصَّلاةُ قُرْبانُ کُلِّ تَقىّ.

نماز، هر شخص باتقوا و پرهیزکارى را (به خداوند متعال) نزدیک کننده است

.

یُؤْخَذُ الْغُلامُ بِالصَّلاةِ وَ هُوَ ابْنُ سَبْعِ سِنینَ.

پسران باید در سنین هفت سالگى به نماز وادار شوند.

فَرَضَ اللهُ عَلَى النِّساءِ فِى الْوُضُوءِ أنْ تَبْدَءَ الْمَرْئَةُ بِباطِنِ ذِراعِها وَ الرَّجُلُ بِظاهِرِ الذِّراعِ.

خداوند در وضو بر زنان لازم دانسته است که از جلوى آرنج دست، آب بریزند و مردان از پشت آرنج.

(این عمل از نظر فتواى مراجع تقلید مستحب مى باشد).

رَحِمَ اللهُ عَبْداً أحْیى أمْرَنا، قیلَ: کَیْفَ یُحْیى أمْرَکُمْ؟

یَتَعَلَّمُ عُلُومَنا وَیُعَلِّمُها النّاسَ.

رحمت خدا بر کسى باد که امر ما را زنده نماید، سؤال شد: چگونه؟

حضرت پاسخ داد: علوم ما را فرا گیرد و به دیگران بیاموزد.

لَتَأمُرُنَّ بِالْمَعْرُوفِ، وَلَتَنْهُنَّ عَنِ الْمُنْکَرِاَوْلَیَسْتَعْمِلَنَّ عَلَیْکُمْ شِرارُکُمْ، فَیَدْعُو خِیارُکُمْ فَلایُسْتَجابُ لَهُمْ.

باید هر یک از شماها امر به معروف و نهى از منکر نمائید، وگرنه شرورترین افراد بر شما تسلّط یافته و آنچه که خوبانِ شما، دعا و نفرین کنند مستجاب نخواهد شد.

مَنْ لَمْ یَقْدِرْ عَلى مایُکَفِّرُ بِهِ ذُنُوبَهُ، فَلْیَکْثُرْ مِنْ الصَّلوةِ عَلى مُحَمَّد وَآلِهِ، فَإنَّها تَهْدِمُ الذُّنُوبَ هَدْماً.

کسى که توان جبران گناهانش را ندارد، زیاد بر حضرت محمّد(ص)و اهل بیتش صلوات و درود فرستد، که همانا گناهانش (اگر حقّ الناس نباشد) محو و نابود گردد.

الصَّلوةُ عَلى مُحَمَّد وَ آلِهِ تَعْدِلُ عِنْدَاللهِ عَزَّ وَ جَلَّ التَّسْبیحَ وَالتَّهْلیلَ وَالتَّکْبیرَ.

فرستادن صلوات و تحیّت بر حضرت محمّد(ص) و اهل بیت آن حضرت در پیشگاه خداوند متعال، پاداش گفتن «سُبْحَانَ الله، لاَ إلَهَ إِلاَّّ الله، الله ُاکَبْرَ» را دارد

.

لَوْخَلَتِ الاْرْض طَرْفَةَ عَیْن مِنْ حُجَّة لَساخَتْ بِأهْلِها.

چنانچه زمین لحظه اى خالى از حجّت خداوند باشد، اهل خود را در خود فرو مى برد.

عَلَیْکُمْ بِسِلاحِ الاْنْبیاءِ،

فَقیلَ لَهُ: وَ ما سِلاحُ الاْنْبِیاءِ؟ یَا ابْنَ رَسُولِ الله! فَقالَ (ع): الدُّعاءُ.

بر شما باد به کارگیرى سلاح پیامبران،

به حضرت گفته شد: سلاح پیغمبران(ع)چیست؟ در جواب فرمود: توجّه به خداوند متعال، و دعا کردن و از او کمک خواستن مى باشد.

صاحِبُ النِّعْمَةِ یَجِبُ عَلَیْهِ التَّوْسِعَةُ عَلى عَیالِهِ.

هر که به هر مقدارى که در توانش مى باشد، باید براى اهل منزل خود انفاق و خرج کند.

المَرَضُ لِلْمُؤْمِنِ تَطْهیرٌ وَ رَحْمَةٌ وَلِلْکافِرِ تَعْذیبٌ ولَعْنَةٌ، وَ إنَّ الْمَرَضَ لا یَزالُ بِالْمُؤْمِنِ حَتّى لا یَکُونَ عَلَیْهِ ذَنْبٌ.

مریضى، براى مؤمن سبب رحمت و آمرزش گناهانش مى باشد و براى کافر عذاب و لعنت خواهد بود.

سپس افزود: مریضى، همیشه همراه مؤمن است تا آنکه از گناهانش چیزى باقى نماند و پس از مرگ آسوده و راحت باشد.

إذَا اکْتَهَلَ الرَّجُلُ فَلا یَدَعْ أنْ یَأکُلَ بِاللَّیْلِ شَیْئاً، فَإنَّهُ أهْدَءُ لِنَوْمِهِ، وَ أطْیَبُ لِلنَّکْهَةِ.

وقتى که مرد به مرحله پیرى و کهولت سنّ برسد، حتماً هنگام شب (قبل از خوابیدن) مقدارى غذا تناول کند که براى آسودگى خواب مفید است، همچنین براى هم خوابى و زناشوئى سودمند خواهد بود.

إنَّما یُرادُ مِنَ الاْمامِ قِسْطُهُ وَ عَدْلُهُ، إذا قالَ ؛ صَدَقَ، وَ إذا حَکَمَ ؛ عَدَلَ، وَ إذا وَعَدَ ، أنْجَزَ.

همانا از امام و راهنماى جامعه، مساوات و عدالت خواسته شده است که در سخنان ؛ صادق، در قضاوت ها ؛ عادل و نسبت به وعده هایش ، وفا نماید.

لا یُجْمَعُ الْمالُ إلاّ بِخَمْسِ خِصال:

بِبُخْل شَدید، وَ أمَل طَویل، وَ حِرص غالِب، وَ قَطیعَةِ الرَّحِمِ، وَ إیثارِ الدُّنْیا عَلَى الْآخِرَةِ.

ثروت، انباشته نمى گردد مگر با یکى از پنج خصلت:

بخیل بودن، آرزوى طول و دراز داشتن، حریص بر دنیا بودن، قطع صله رحم کردن، آخرت را فداى دنیا کردن.

لَوْ أنَّ النّاسَ قَصَّرَوا فِى الطَّعامِ، لاَسْتَقامَتْ أبْدانُهُمْ.

چنانچه مردم خوراک خویش را کم کنند و پرخورى ننمایند، بدن هاى آنها دچار امراض مختلف نمى شود.

مَنْ خَرَجَ فى حاجَة وَ مَسَحَ وَجْهَهُ بِماءِالْوَرْدِ لَمْ یَرْهَقْ وَجْهُهُ قَتَرٌ وَلا ذِلَّةٌ.

هر کس  هنگام خروج از منزل براى حوایج زندگى خود، صورت خویش را با گلاب خوشبو و معطّر نماید، دچار ذلّت و خوارى نخواهد شد.

إنَّ فِى الْهِنْدِباءِ شِفاءٌ مِنْ ألْفِ داء، ما مِنْ داء فى جَوْفِ الاْنْسانِ إلاّ قَمَعهُ الْهِنْدِباءُ.

گیاه کاسنى شفاى هزار نوع درد و مرض است، کاسنى هر نوع مرضى را در درون انسان ریشه کن مى نماید.

السَّخیُّ یَأکُلُ طَعامَ النّاسِ لِیَأکُلُوا مِنْ طَعامِهِ، وَالْبَخیلُ لا یَأکُلُ طَعامَ النّاسِ لِکَیْلا یَأکُلُوا مِنْ طَعامِهِ.

افراد سخاوتمند از خوراک دیگران استفاده مى کنند تا دیگران هم از امکانات ایشان بهره گیرند و استفاده کنند، ولیکن افراد بخیل از غذاى دیگران نمى خورند تا آنها هم از غذاى ایشان نخورند.

شیعَتُنا المُسَّلِمُونَ لاِمْرِنا، الْآخِذُونَ بِقَوْلِنا، الْمُخالِفُونَ لاِعْدائِنا، فَمَنْ لَمْ یَکُنْ کَذلِکَ فَلَیْسَ مِنّا.

شیعیان ما کسانى هستند که تسلیم امر و نهى ما باشند، گفتار ما را سرلوحه زندگى (در عمل و گفتار) خود قرار دهند، مخالف دشمنان ما باشند و هر که چنین نباشد از ما نیست.

مَنْ تَذَکَّرَ مُصابَنا، فَبَکى وَ أبْکى لَمْ تَبْکِ عَیْنُهُ یَوْمَ تَبْکِى الْعُیُونُ، وَ مَنْ جَلَسَ مَجْلِساً یُحْیى فیهِ أمْرُنا لَمْ یَمُتْ قَلْبُهُ یَوْمَ تَمُوتُ الْقُلُوبُ.

هر که مصائب ما (اهل بیت عصمت و طهارت) را یادآور شود و گریه کند یا دیگرى را بگریاند، روزى که همه گریان باشند او نخواهد گریست، و هر که در مجلسى بنشیند که علوم و فضائل ما گفته شود همیشه زنده دل خواهد بود.

الْمُسْتَتِرُ بِالْحَسَنَةِ یَعْدِلُ سَبْعینَ حَسَنَة، وَ الْمُذیعُ بِالسَّیِّئَةِ مَخْذُولٌ، وَ الْمُسْتَتِرُ بِالسَّیِّئَةِ مَغْفُورٌ لَهُ.

انجام دادن حسنه و کار نیک به صورت مخفى، معادل هفتاد حسنه است، و آشکار ساختن گناه و خطا موجب خوارى و پستى مى گردد و پوشاندن و آشکار نکردن خطا و گناه موجب آمرزش آن خواهد بود.

- أنَّهُ سُئِلَ: مَا الْعَقْلُ؟

 فَقالَ (ع): التَّجَرُّعُ لِلْغُصَّةِ، وَ مُداهَنَةُ الاْعْداءِ، وَ مُداراةُ الاْصْدِقاءِ.

- از امام رضا (ع) سؤال شد که : عقل و هوشیارى چگونه است؟

حضرت در جواب فرمود: تحمّل مشکلات و ناملایمات، زیرک بودن و حرکات دشمن را زیر نظر داشتن، مدارا کردن با دوستان مى باشد (که اختلاف نظرها سبب فتنه و آشوب نشود) .

مابَعَثَ اللهُ نَبیّاً إلاّ بِتَحْریمِ الْخَمْرِ، وَ أنْ یُقِرَّ بِأنَّ اللهَ یَفْعَلُ ما یَشاءُ.

خداوند هیچ پیغمبرى را نفرستاده مگر آنکه در شریعت او شراب و مُسکرات حرام بوده است، همچنین هر یک از پیامبران معتقد بودند که خداوند هر آنچه را اراده کند انجام مى دهد.

لا تَتْرُکُوا الطّیبَ فى کُلِّ یَوْم، فَإنْ لَمْ تَقْدِرُوا فَیَوْمٌ وَ یَوْمٌ، فَإنْ لَمْ تَقْدِرُوا فَفى کُلِّ جُمْعَة.

سعى نمائید هر روز، از عطر استفاده نمائید و اگر نتوانستید یک روز در میان، و اگر نتوانستید پس هر جمعه خود را معطّر و خوشبو گردانید (با رعایت شرائط زمان و مکان).

إذا کَذِبَ الْوُلاةُ حُبِسَ الْمَطَرُ، وَ إذا جارَالسُّلْطانُ هانَتِ الدَّوْلَةِ، وَ إذا حُبِسَتِ الزَّکاةُ ماتَتِ الْمَواشى.

هرگاه والیان و مسئولان حکومت دروغ گویند باران نمى بارد، و اگر رئیس حکومت، ظلم و ستم نماید پایه هاى حکومتش سست و ضعیف مى گردد، و چنانچه مردم زکات ( و خمس مالشان را ) نپردازند چهارپایان مى میرند.

الْمَلائِکَةُ تُقَسِّمُ أرْزاقَ بَنى آدَمِ ما بَیْنَ طُلُوعِ الْفَجْرِ إلى طُلُوعِ الشَّمْسِ، فَمَنْ نامَ فیما بَیْنَهُما نامَ عَنْ رِزْقِهِ.

ما بین طلوع سپیده صبح تا طلوع خورشید ملائکه الهى ارزاق انسان ها را سهمیه بندى مى نمایند، هرکس در این زمان بخوابد غافل و محروم خواهد شد.

 

مَنْ فَرَّجَ عَنْ مُؤْمِن فَرَّجَ اللهُ قَلْبَهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ.

هرکس مشکلى از مؤمنى را بر طرف نماید و او را خوشحال سازد، خداوند او را در روز قیامت خوشحال و راضى مى گرداند.

إنّا لَنَعْرِفُ الرَّجُلَ إذا رَأیْناهُ بِحَقیقَةِ الإیمانِ وَ بِحَقیقَةِ النِّفاقِ.

همانا ما اهل بیت عصمت و طهارت چنانچه شخصى را بنگریم، ایمان و اعتقاد او را مى شناسیم که اعتقادات درونى و افکار او چگونه است.

لا یَکُونُ الْمُؤْمِنُ مُؤْمِناً إلاّ أنْ یَکُونَ فیهِ ثَلاثُ خِصال: سُنَّةٌ مِنَ اللهِ وَ سُنَّةٌ مِنْ نَبیِّهِ وَ سُنَّةٌ مِنْ وَلیّهِ، أمَّا السَّنَّةُ مِنَ اللهِ فَکِتْمانُ السِّرِّ، أمَّا السُّنَّةُ مِنْ نَبِیِّهِ مُداراةُ النّاسِ، اَمَّا السُّنَّةُ مِنْ وَلیِّهِ فَالصَّبْرُ عَلَى النائِبَةِ.

مؤمن، حقیقت ایمان را درک نمى کند مگر آنکه 3 خصلت را دارا باشد:

خصلتى از خداوند، که کتمان اسرار افراد باشد، خصلتى از پیغمبر اسلام (ص) که مدارا کردن با مردم باشد، خصلتى از ولىّ خدا که صبر و شکیبائى در مقابل شدائد و سختى ها را داشته باشد.

إنَّ الصَّمْتَ بابٌ مِنْ أبْوابِ الْحِکْمَةِ، یَکْسِبُ الْمَحَبَّةَ، إنَّهُ دَلیلٌ عَلى کُلِّ خَیْر.

همانا سکوت و خاموشى راهى از راه هاى حکمت است، سکوت موجب محبّت و علاقه مى گردد، سکوت راهنمائى براى کسب خیرات مى باشد.

مِنَ السُّنَّةِ التَّزْویجُ بِاللَّیْلِ، لاِنَّ اللهَ جَعَلَ اللَّیْلَ سَکَناً، وَالنِّساءُ إنَّماهُنَّ سَکَنٌ.

بهترین وقت براى تزویج و زناشوئى شب است که خداوند متعال شب را وسیله آرامش و سکون قرار داده، همچنین زنان آرام بخش و تسکین دهنده مى باشند

.

ما مِنْ عَبْد زارَ قَبْرَ مُؤْمِن، فَقَرَأ عَلَیْهِ «إنّا أنْزَلْناهُ فى لَیْلَةِ الْقَدْرِ» سَبْعَ مَرّات، إلاّ غَفَرَ اللهُ لَهُ وَلِصاحِبِ الْقَبْرِ.

هر بنده اى از بندگان خداوند بر قبر مؤمنى جهت زیارت حضور یابد و هفت مرتبه سوره مبارکه (إنّا أنزلناه) را بخواند، خداوند متعال گناهان او و صاحب قبر را مورد بخشش و آمرزش قرار مى دهد.

الاْخُ الاْکْبَرُ بِمَنْزِلَةِ الاْبِ.

برادر بزرگ جانشین و جایگزین پدر خواهد بود.

انَّما تَغْضَبُ للهِِ عَزَّ وَ جَلَّ، فَلا تَغْضَبْ لَهُ بِأکْثَرَ مِمّا غَضِبَ عَلى نَفْسِهِ.

چنانچه در موردى خواستى غضب کنى و براى خدا برخورد نمائى، پس متوجّه باش که غضب و خشم خود را در جهت و محدوده رضایت و خوشنودى خداوند، اِعمال کن.

خَیْرُ الاْعْمالِ الْحَرْثُ، تَزْرَعُهُ، فَیَأکُلُ مِنْهُ الْبِرُّ وَ الْفاجِرُ، أمَّا الْبِرُّ فَما أکَلَ مِنْ شَیْىء إسْتَغْفَرَ لَکَ، وَ أمَّا الْفاجِرُ فَما أکَلَ مِنْهُ مِنْ شَیْىء لَعَنَهُ، وَ یَأکُلُ مِنهُ الْبَهائِمُ وَ الطَّیْرُ.

بهترین کارها، شغل کشاورزى است، چون که در نتیجه کشت و تلاش، همه انسان هاى خوب و بد از آن استفاده مى کنند، امّا استفاده خوبان سبب آمرزش گناهان مى باشد، ولى استفاده افراد فاسد و فاسق موجب لعن ایشان خواهد شد، همچنین تمام پرنده ها و چرندگان از تلاش و نتیجه کشت بهره مند خواهند شد.

مَنْ تَرَکَ السَّعْیَ فى حَوائِجِهِ یَوْمَ عاشُوراء، قَضَى اللهُ لَهُ حَوائجَ الدُّنْیا وَ الاْخِرَةِ، وَ قَرَّتْ بِنا فِى الْجِنانِ عَیْنُهُ.

هرکس روز عاشوراى امام حسین (ع)، دنبال کسب و کار نرود (و مشغول عزادارى و حزن و اندوه گردد)، خداوند متعال خواسته ها و حوائج دنیا و آخرت او را برآورده مى نماید، و در بهشت چشمش به دیدار ما (اهل بیت) روشن مى گردد

 


اباصلت هروى خادم خورشید
ساعت ۱:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱۸   کلمات کلیدی: امام رضا علیه السلام ،مقالات امام رضا علیه السلام ،احادیث امام رضا علیه السلام

اباصلت‏یکى از اصحاب خاص على بن موسى الرضا(ع)و خادم و محرم‏اسرار آن حضرت بود. در این مقاله با سیماى تابناک او آشنامى‏شویم. گرچه بازسازى چهره‏ى او پس از هزار و دویست‏سال کارآسانى نیست .

تولد

جد اعلاى عبدالسلام در هرات زندگى مى‏کرد. وى در یکى از جنگهااسیر و به حجاز برده شد و برده عبدالرحمان بن جندب گردید; لذا پدران وى در مدینه زندگى مى‏کردند و او در مدینه منوره متولدگردید و در آنجا رشد نمود. وى براى به دست آوردن احادیث وسخنان گهربار اهل‏بیت پیامبر(ص)مسافرتهاى زیادى نمود. گاهى دربغداد و حجاز، و کوفه و یمن و مدتى در نیشابور و دیگرشهرهاى‏خراسان بسر برد. او در علم حدیث مقامى بلند و ارجمند پیدا کرد.

سلسله نسب

عبدالسلام فرزند صالح، کنیه‏اش اباصلت و معروف به هروى است. سمعانى در انساب خود مى‏گوید: ابوالصلت فرزند صالح، فرزندسلیمان، فرزند ایوب، فرزند میسره هروى قرشى، از موالیان‏عبدالرحمان بن جندب است .

چون که جد اعلاى وى برده عبدالرحمان بود، وى را از موالیان وى‏شمردند .

شیداى ولایت

اباصلت‏با این که از راویان اهل سنت نیز روایات زیادى نقل‏کرده و در بین آنها نیز به صدق و راستى معروف است، اما شیداى‏ولایت و عاشق اهل‏بیت پیامبر:، خصوصا على بن موسى الرضا(ع)بود. تا جایى که افتخار خدمتگذارى آن حضرت را به دست آورد و محرم‏اسرار آن امام همام(ع)گردید .

از روایات زیادى استفاده مى‏شود که اباصلت مورد عنایت و توجه‏حضرت امام رضا(ع) بود و امام او را بسیار دوست مى‏داشت. درپیشبرد محافل و مجالس او را همراه خود مى‏برد. و در مواقع خاص‏تذکرات بسیار سازنده‏اى به او مى‏داد و شخصیت ایمانى او را پرورش‏مى‏داد .

«اباصلت مى‏گوید: آخرین جمعه ماه شعبان به محضرابى الحسن على‏بن موسى‏الرضا(ع) بار یافتم. حضرت به من فرمود: اى اباصلت! بیشترین روزهاى ماه شعبان را پشت‏سرگذاشتى و این آخرین جمعه ازآن ماه است. در این بقیه روزهایى که از شعبان باقى است،کوتاهیهایت را تدارک کن، و بیشتر به دعا و استغفار و تلاوت قرآن‏مشغول باش. و از گناهانت توبه کن و براى ورود به ماه مبارک‏رمضان آماده باش تا بتوانى آن را با اخلاص درک کنى . امانتى برگردنت نباشد مگر این که ادا کنى. کینه‏اى از مومنى‏در دلت‏باقى نگذار، گناهان را از خود دور کن. تقواى الهى راپیشه کن و در کارهاى پنهان و آشکارت به خدا توکل کن. کسى که به‏خدا توکل کند خدا او را کافى است...»

اباصلت هروى تا آخرین لحظه زندگى امام رضا(ع)، از وى جدا نشدو حدیث غم‏انگیز شهادت آن حضرت را چنین نقل کرد:

«روزى در محضر امام رضا(ع)بودم. آن حضرت فرمود: فردا به‏مجلس مامون داخل مى‏شوم. اگر با سرپوشیده از آن خانه خارج شدم‏دیگر با من سخن نگو. روز دیگر آن حضرت بعد از نماز صبح‏جامه‏هایش را پوشید و در محراب نشست و منتظر ماند تا این که‏غلامان مامون آمدند. آنگاه کفش خود را پوشید، رداى مبارک را بردوش افکند. و به مجلس مامون وارد شد. من در خدمت آن حضرت‏بودم. چند طبق از میوه‏هاى گوناگون نزد مامون بود. او خوشه‏انگورى را که بعضى از دانه‏هاى آن را زهرآلود کرده بودند، دردست داشت و آن دانه‏هایى که زهرآلود نبود مى‏خورد تا متهم نشود. چون نظرش به آن حضرت افتاد. مشتاقانه از جاى خود برخاست و دست‏در گردن مبارک امام(ع)انداخت و میان دو دیده وى را بوسید و به‏حسب ظاهر آنچه مى‏توانست اکرام و احترام نمود . 

او را به جاى خود نشاند و آن خوشه انگور را به او داد و گفت 

یابن رسول الله! از این نیکوتر انگور ندیده‏ام .

حضرت فرمود: شاید انگور بهشت از این نیکوتر باشد .

مامون گفت: از این انگور تناول نما .

حضرت فرمود: مرا از خوردن این انگور معاف دار .

مامون خیلى اصرار کرد.. .

حضرت سه دانه از آن انگور زهر آلود تناول کرد. حالش دگرگون‏شد. باقى انگور را بر زمین افکند و از آن مجلس برخاست. مامون‏گفت: اى پسرعمو کجا مى‏روى؟!

فرمود: به آنجا که مرا فرستادى.

آن حضرت غمگین و محزون سرخودرا پوشید و از خانه مامون بیرون آمد . 

اباصلت مى‏گوید: به دستور وى با او سخن نگفتم تا به خانه خودوارد شد و فرمود: در را ببند...» 

امام رضا(ع)با همین انگور زهرآلود به دیار ابد شتافت و شربت‏شهادت نوشید.

 

در منظر اهل نظر

 

اباصلت هروى در نزد تمام رجال شناسان شیعه، و اکثر علماى‏اهل‏سنت مورد وثوق مى‏باشد. روایات وى را با اطمینان خاطرمى‏پذیرند .

 

مطالعه بیشتر در ادامه مطلب .....


عکس العمل امام رضا علیه‏السلام در برابر پیشنهاد ولایتعهدی
ساعت ۱:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱   کلمات کلیدی: امام رضا علیه السلام ،مقالات امام رضا علیه السلام

 

اولین واکنش امام هشتم علیه‏السلام نسبت به پیشنهاد مأمون در خصوص ولایتعهدی، این بود که از آمدن به خراسان سرباز زد چرا که آمدن او به «مرو» یک پیروزی سیاسی برای مأمون به حساب می‏آمد.12

کلینی از «یاسر خادم» و «ریّان بن صلت» نقل کرده است: وقتی کار امین پایان یافت و حکومت مأمون استقرار یافت، نامه‏ای به امام علیه‏السلام نوشته و از او خواست تا به خراسان بیاید، ولی امام هرگز به درخواست او جواب مساعد نمی‏داد13 مأمون در سال 200ه·· . ق نامه‏ها و پیک‏های متعدد به مدینه، حضور حضرت رضا علیه‏السلام فرستاد و آن حضرت را با تأکید و تشدید به خراسان دعوت کرد14 در حدیث آمده است: مأمون از نوشتن نامه در این رابطه دست بردار نبود.15

تا این که «رجاء بن ابی الضحاک» را مأمور کرد که امام علیه‏السلام را به این مسافرت مجبور کند.16