گوشهای از زندگانی امام رضا(ع)
ساعت ۱:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٦/٢۱   کلمات کلیدی: امام رضا علیه السلام ،مقالات امام رضا علیه السلام

امام علی بن موسی کاظم بن جعفر الصادق بن محمد الباقر بن علی السجاد بن حسین فرزند شهید علی بن ابیطالب (ع) در مدینه منوره در سال 148 هجری قمری به دنیا آمد.

به روایت شیخ صدوق حضرت امام در روز پنجشنبه یازدهم ربیع الاول سال 153 هجری قمری، 5 سال پس از شهادت امام صادق (ع) به دنیا آمد.

علی بن موسی الرضا از تبار پیامبر و وارث اهل بیت پیامبر (ص) در زمان خودش بود. پدرش موسیبن جعفر (ع) امام عصر در زمان دولت بنی عباس و دوران خلافت ابی جعفر منصور میزیستند تا این که در زندان سندی بن شاهک رئیس پلیس هارون الرشید در شهر بغداد مسموم و شهید شدند.

مادر حضرت علی بن موسی الرضا (ع) کنیزی به نام تکتم بود. که در نزد حمیده، مادر موسی بن جعفر (ع) خدمت میکرد. به خاطر اخلاق نیکو، تعهد و ادب بالایش از او خوشش آمد و او را به پسرش موسی بن جعفر (ع) بخشید تا با او ازدواج کند و آرزو داشت تا خداوند فرزند صالحی از آنها به وجود آورد که مایه خوشحالی او شود.

تکتم از نظر عقل و دین و ادب و احترام نسبت به بانوی خود حمیده، از بهترین زنان محسوب میشد. ادب تکتم به اندازهای بود که در تمام مدتی که خدمتگزار حمیده بود، به احترام او در مقابلش ننشست. بنابراین حمیده به فرزندش موسی بن جعفر (ع) اظهار داشت:

فرزندم تکتم کنیز خوبی است و بهتر از او هرگز ندیدهام و تردید ندارم که خدای متعال نسل وی را - اگر نسلی داشته باشد - آشکار خواهد فرمود. من تکتم را به تو بخشیدم. بنابراین در حق وی به خیر و نیکی سفارش کن. وقتی تکتم حضرت رضا (ع) را برای موسی بن جعفر (ع) به دنیا آورد او را طاهره نامید.

مورخین برای مادر رضا (ع) نامهای دیگری نیز ذکر کردهاند. اسمهای دیگری که برای مادر امام رضا(ع) نقل کردند عبارت است از نجمه اروی، سکن، سمان، خیزران، شقراء النوبیه و بالاخره تکتم.

تکتم آخرین اسمی است که مورخین برای آن بانوی گرامی نقل کردهاند اما امام موسی بن جعفر (ع) بعد از اینکه از او فرزند برومندش امام رضا (ع) را به دنیا آورد او را طاهره نامگذاری کرد.

امام رضا (ع) در سایه پدر بزرگوارش رشد و نمو کرد و علوم و معارف و اخلاق و تربیتی را که آن حضرت از پدران ارجمندش به ارث برده بود از وی دریافت نمود به همین جهت شایستگی مقام ارشاد، پیشوایی و امامت را به نحو احسن کسب کرد. سرپرستی و تغذیه فکری مکتب اهل بیت را با دانش و بینشی که داشت بر عهده گرفت و موقعیت رهبری و پیشوایی بر دل و جان مسلمانان را به دست آورد. آن حضرت در حدود 35 سال در سایه پدر زیست و از خرمن فیضش خوشهها چید.

امامت آن حضرت و نکتهای که در تاریخ زندگی پیشوایان اهل بیت و نحوه بروز و ظهور مقام و موقعیت ایشان میآموزد و هیچکس از مسلمانان و دانشمندان و رهبران فکری و سیاسی آن را انکار نمیکنند. این است که لطف الهی و حکمت نهایی آن ذات بیچون و چرا در شکلگیری این شخصیتهای برجسته نقش به سزایی داشته است. این حقیقت کاملا روشن بوده و علی رغم ادعاهای دیگران، تنها در مورد اهل بیت صادق بوده است.

ساده زیستی یک حالت و رفتار اخلاقی است که بر پایه عقیده و نگرش ایمانی درباره ارزش زندگی و ملزومات و رفاه آن استوار است و مفهوم ساده زیستی مانند خیلی از مسائل دیگر دارای سوء تعبیرهایی هم میباشد که بعضیها معنی درست آن را نفهمیدهاند. در حالیکه اهل بیت این مصادر معرفت و این انوار هدایت، معنای ساده زیستی را به خوبی برای ما روشن میسازند.

امام علی بن موسی الرضا (ع) درباره این ویژگی رفتاری و اخلاقی آنگونه میپندارد که پدران گرامی ایشان آن را بیان داشتهاند. درباره او میگویند که در تابستان بر روی حصیر و در زمستان بر روی زیلوی کهنه که با لباس میپوشاندند، مینشستند تا مردم متوجه آن نشوند. امام رضا(ع) با آنکه موقعیت بالایی داشتند و میتوانستند بهترین زندگی را داشته باشند ولی از زینتهای دنیوی و ملزومات آن دوری گزیدند ولی ظاهر خود را مرتب میساخت تا در مقابل مردم، ظاهری معمولی داشته باشد تا مردم درباره ایشان تفکر ریا را در سر نپرورانند. ارتباط او با خداوند متعال به دور از هر گونه تجمل و دنیادوستی بود. کنیز حضرت امام رضا (ع) زندگی داخلی حضرت را چنین توصیف کرده است که: سادگی طبع، عبادت دور از ریا و زندگی به دور از تجملات و کاخ نشینی متداول آن زمان، زندگی شخصی امام را تشکیل میداد. همچنین میگوید: با عدهای از کنیزکان در کوفه بودیم که مأمون ما را خرید و به کاخ او رفتیم در آنجا بهشتی از خوراکیها، نوشیدنیها و پولهای فراوان بود تا اینکه مرا به امام رضا (ع) بخشید. وقتی به خانه حضرت رفتم همه آن چیزها را از دست دادم و شبها برای نماز بیدار میشدم و این شدیدترین شرایط برای ما بود.

امام (ع) کسی است که گفتار و کردارش برای مردم الگو است. هیچ کس نمیتواند ادعای امامت کند مگر اینکه کردارش درس باشد و به چیزی که مردم را به آن دعوت میکند. از خود ظاهر سازد و مردم شاهد آن باشند.

قرآن کریم اهمیت مطابقت عمل با گفتار را چنین بیان کرده است: «ای مؤمنان چرا میگویید آنچه را که انجام نمیدهید، بزرگترین گناه آن است که بگویید آنچه را که انجام نمیدهید.»

 

 

برای مطالعه کل متن به ادامه مطلب تشریف بیاورید


تصاویر حرم مطهر امام رضا (ع)
ساعت ۱:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٦/۱٥   کلمات کلیدی: تصاویر حرم امام رضا علیه السلام

امام رضا

 


امام رضا(ع) و تربیت فرزند
ساعت ۱:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٦/۱٥   کلمات کلیدی: امام رضا علیه السلام ،مقالات امام رضا علیه السلام ،احادیث امام رضا علیه السلام

تربیت عبارت است از شکوفا سازى استعدادها و جهت دهى آن به سوى کمال مطلوب. تربیت ضرورى‏ترین نیاز انسان در زندگى است. انسان بدون تربیت صحیح ره به جایى نمى‏برد، نه از باغ زندگى خویش میوه شیرین‏مى‏چیند و نه کام انسانهاى دیگر را از ثمرات درخت وجود خود شیرین مى‏کند;و بالاتر آنکه نه به درک معناى انسانیت نایل مى‏آید و نه به فتح قله‏هاى‏رفیع انسانیت دست مى‏یازد. بدین جهت تربیت عالیترین هدف پیامبران و اساسى‏ترین‏پیام کتب و اولین و ضرورى‏ترین وظیفه والدین است. ضرورت و اهمیت تربیت،والدین را بر آن مى‏دارد که به این مسوولیت‏بزرگ ارجى دو چندان نهند; براى‏ایفاى درست آن خود را به صلاح و آگاهى از روش و فنون تربیت مجهز بسازند و باالگو گرفتن از مربیان موفق در انجام دادن این وظیفه مهم بکوشند. بى‏شک معصومان علیهم السلام موفق‏ترین مربیان و سیره قولى و عملى آنهامطمئن‏ترین الگو براى والدین در امر ظریف و پرپیچ و خم تربیت است. این‏مقاله بر آن است تا نکاتى از سیره تربیتى امام رضا(ع) در تربیت فرزند رایادآورى کند و گامى، هر چند ناچیز، در ترویج معارف اهل‏بیت‏بردارد.

سیره تربیتى امام رضا(ع)، با توجه به سفر آن حضرت به خراسان و دورى از کانون‏خانواده و نیز تک فرزندى چنانکه برخى از بزرگان قایلند بسیار قابل‏توجه است; چرا که تربیت فرزند یگانه آن هم از راه دور شیوه‏اى خاص مى‏طلبد.

1- تدریجى بودن تربیت

تربیت جریانى مستمر و فعالیتى تدریجى است که نه مرزمى‏شناسد و نه زمان و مکان; بلکه به درازاى عمر است و به پهناى ابعادوجودى عالم اکبر، یعنى انسان. درخت تربیت زود ثمر نمى‏دهد و نباید انتظارداشت‏یک شبه یا چند ماهه در امر ظریف و پیچیده تربیت معجزه انجام گیرد; بلکه‏باید از سالها قبل از تولد زمینه تربیت صحیح را فراهم کرد و بعد از تولد،بتدریج‏با صبر و حوصله، به انجام آن پرداخت. در سیره ائمه اطهار علیهم السلام‏و دیدگاههاى آنان مسایلى چون انتخاب همسر شایسته، لزوم رعایت آداب ازدواج،توجه به مواقع و شرایط انعقاد نطفه، مراقبتهاى ایام باردارى و ... حکایت ازاین نکته مهم دارد.

الف) انتخاب همسر صالح و شایسته

صفوان بن‏یحیى از امام‏رضا(ع) نقل کرده است که فرمود: هیچ سودى براى مرد بهتر از همسر صالح، که‏هنگام دیدن وى شوهر خوشحال شود و در غیاب شوهر نگهدار خود و اموالش باشد،نیست.

همچنانکه زن باید صالح و شایسته باشد، مرد نیز باید شایسته باشد. بروالدین است که به کمک دخترانشان، شوهران شایسته و صالحى براى آنان‏انتخاب کنند. حسین بن‏بشار واسطى مى‏گوید: خدمت امام رضا(ع) نامه نوشتم که یکى‏از بستگانم از دخترم خواستگارى کرده است، ولى مرد بد اخلاقى است. [آیا صلاح‏هست که دخترم را به ازدواج او در آورم؟] حضرت فرمود: اگر بداخلاق است، دخترت‏را به ازدواج او در نیاور.

ب) رعایت آداب ازدواج

بعد از انتخاب همسر شایسته، در طلیعه ازدواج بایدمهمترین هدف ازدواج، که همان تربیت فرزندان صالح است، مورد توجه باشد ویاد خداوند متعال میهمان قلبهاى پاک زن و مرد بوده و آنها باید، ضمن رعایت‏سایر آداب نکاح، از خداوند فرزند سالم و صالح طلب کنند. در کتاب شریف فقه‏الرضا، که به حضرت رضا(ع) منسوب است، در مورد اولین برخورد زن و مرد، خطاب‏به شوهر، چنین آمده است: هنگامى که زن به خانه تو وارد شد، پیشانى‏اش را بگیر; او را به طرف قبله‏بنشان و بگو: «خداوندا، او را به امانت گرفته‏ام و با میثاق تو بر خود حلال‏کرده‏ام; پروردگارا، از او فرزند با برکت و سالم روزى‏ام کن و شیطان را درنطفه‏ام شریک مساز و سهمى براى او قرار مده.»

ج) مراقبتهاى ایام باردارى

بعد از انعقاد نطفه، مراقبتهاى ایام باردارى بسیار مهم و ضرورى است. توجه به‏وضعیت روانى همسر، گستراندن بستر آرامش در منزل و خارج آن و نیز تغذیه مناسب‏و سالم از ضرورتهاى این دوره است. علاوه بر غذاى سالم و مقوى، استفاده ازبرخى میوه‏ها و خوراکیها مى‏تواند در آینده کودک و شخصیت و صفاتش مؤثر باشد،بدین جهت، معصومان علیهم السلام بهره‏گیرى از برخى خوردنیها در ایام باردارى‏توصیه کرده‏اند. محمد بن سنان از امام رضا(ع) نقل کرده است که آن حضرت فرمود: «همسران باردارتان را کندر دهید; اگر حمل آنها پسر باشد، پاکیزه قلب ودانشمند و شجاع خواهد شد و اگر دختر باشد، خوش اخلاق و زیبا مى‏شود و نزدشوهرش منزلت مى‏یابد.»

ناگفته پیداست که این نوع خوراکیها علت تامه پدیدآمدن این صفات نیست و عوامل دیگر هم مؤثر است.

2- اولین گام

بعد از تولد، کودک قدم به جهانى نو مى‏گذارد. در اولین گام‏باید آواى توحید را در گوش نوزاد زمزمه کرد، فضاى هستى‏اش را از نسیم خوش‏توحید و بندگى عطرآگین ساخت و با افشاندن بذر توحید سرزمین وجودش را ازلاله‏هاى زیباى ذکر الهى سرشار کرد. امام رضا(ع) فرمود هنگام تولد فرزند درگوش راست او اذان و در گوش چپش اقامه بگویید.

3- نامگذارى

هر واژه‏اى حکایت از معنایى مى‏کند. زیبایى و رکیک بودن واژه‏ها بستگى مستقیم به معناى آنها دارد. گرچه معناامرى اعتبارى است و در نامگذارى چندان مورد توجه نیست; ولى هنگام به کاربردن آنها معانى ناخودآگاه تداعى مى‏شود. نام نیکو مایه سربلندى و افتخار ونام زشت‏باعث‏سرشکستگى و احیانا احساس حقارت است. زیرا نام تا پایان عمر باانسان همراه است و فرد همواره با آثار خوب و بدش مواجه است. ائمه طاهرین‏علیهم السلام هم خود نامهاى نیکو براى فرزندانشان بر مى‏گزیدند و هم دیگران رابدین امر سفارش مى‏کردند. امام هشتم شیعیان نام نیکوى محمد را بر فرزنددلبندش نهاد و از تاثیر این نام نیکو چنین پرده برداشت: «خانه‏اى که در آن‏نام محمد باشد، روز و شبشان را با خیر و نیکى به پایان مى‏رسانند.»

4- مراقبت از کودک

نوزاد انسان گلى نو رسیده است که بتدریج‏به رشد و شکوفایى‏مى‏رسد. به ثمر نشستن گل به مراقبت دائمى باغبان نیاز دارد. والدین، بویژه‏مادر، باغبانان دلسوز زندگى‏اند و گلهاى معطر زندگیشان به مراقبت همه جانبه‏آنان نیاز دارد. مراقبت از سلامت جسمانى، تغذیه مناسب، تامین آرامش و سلامت‏روانى و تامین نیازهاى عاطفى نوزاد در رشد جسمانى، عاطفى و تکامل معنوى‏اش‏تاثیر بسزا دارد. به ویژه در نخستین روزهاى زندگى که نوزاد، به خاطربیگانگى با محیط جدید و ضعف و ناتوانى، به مراقبت و توجه افزونتر نیازمنداست.

حکیمه خواهر امام رضا(ع) گفته است: وقتى زمان وضع حمل خیزران، مادر حضرت جواد(ع)، رسید، حضرت رضا(ع) مرا صدا زد و فرمود: هنگام وضع حمل، پیش او حاضر باش و همراه او و قابله‏درون اتاق برو. آنگاه حضرت چراغى در اتاق گذاشت و در آن را بست. هنگام وضع‏حمل خیزران چراغ خاموش شد و او ناراحت گردید. در این وضیعت‏بودیم که حضرت‏جواد(ع) به دنیا آمد در حالى که بر روى او چیز نازکى مانند پارچه بود، نورش‏تمام اتاق را روشن کرد و ما به آن نگاه مى‏کردیم. آنگاه او را در آغوش گرفتم و آن پرده را از او جدا کردم. در این هنگام امام‏رضا(ع) آمد، در اتاق را باز کرد، جواد(ع) را گرفت، در گهواره گذاشت و به‏من فرمود: «یا حکیمه الزمى مهده‏»; حکیمه مراقب گهواره‏اش باش ...

5- کودک و سلامتى

از ویژگیهاى دین اسلام تاکید بر پرورش همه ابعاد زندگى‏انسان است. هر چند در تربیت اسلامى پرورش ابعاد معنوى هدف اصلى و نهایى‏است; اما دستیابى به آن هدف بزرگ در پرتو داشتن جسمى سالم و روانى با نشاط‏امکان‏پذیر است. در سیره تربیتى امام رضا(ع)، علاوه بر تاکید بر سایر ابعاد،به رعایت‏بهداشت، تغذیه سالم و نیز عوامل غیر مادى مؤثر در سلامتى مانند صدقه‏و عقیقه توجه خاص شده است. آن حضرت، در بخشى از مطالبى که براى مامون نوشت،چنین نگاشت: عقیقه کردن براى پسر و دختر، نامگذارى، تراشیدن موهاى سر نوزاددر روز هفتم و معادل وزن موها طلا یا نقره صدقه دادن لازم است.

در سخن دیگرى به نقل از پیامبر اکرم(ص) فرمود: فرزندانتان را در روز هفتم‏ختنه کنید; زیرا ختنه باعث پاکى بیشتر و رشد سریعتر آنان مى‏شود.

علاوه بر اینها، تغذیه سالم و مقوى فرزند مورد توجه حضرت بود. یحیى صنعانى‏مى‏گوید: در منى بر حضرت رضا(ع) وارد شدم، در حالى که جواد(ع) در دامان‏حضرت نشسته بود و حضرت به او موز مى‏داد.

 

6- صحبت‏با کودک

قدرت درک کودک اندک است و توان فهم معانى کلمات را ندارد. در عین حال سخن گفتن با او نشانه توجه والدین به اوست. کودک این توجه رانوعى اظهار محبت و ابراز عاطفه مى‏داند و با تمام ضعف و نقصان، گاه با لبخندو زمانى با حرکات دست و پا به آن پاسخ مى‏دهد. علاوه بر این، مشاهده چگونه سخن‏گفتن والدین، به ویژه حرکات لب، زمینه مساعدى براى آموزش سخن گفتن کودک پدیدمى‏آورد.

کلیم بن عمران مى‏گوید: به امام رضا(ع) گفتم: از خدا بخواه به توفرزندى دهد. حضرت فرمود: من صاحب یک فرزند مى‏شوم و او وارثم خواهد شد.

هنگامى که امام جواد(ع) به دنیا آمد، حضرت رضا(ع) به اصحابش فرمود: فرزندى به دنیا آمد که شبیه موسى بن عمران شکافنده دریاست و مانند عیسى‏بن مریم مادرش پاک و مطهر است. راوى در ادامه مى‏گوید: و کان طول لیلته‏یناغیه فى مهده; حضرت در تمام طول شب با او صحبت مى‏کرد.


هجرت امام رضا (ع) به ایران
ساعت ۱٢:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٦/۱٠   کلمات کلیدی: امام رضا علیه السلام ،مقالات امام رضا علیه السلام ،احادیث امام رضا علیه السلام

حضرت امام رضا - علیه السلام - پس از شهادت پدر بزرگوارش، در سال‏183 هجرى در 35 سالگى، عهده‏دار مقام مامت‏شد. دوره امامت ایشان بیست‏سال بود که ده سال نخست آن با خلافت «هارون‏الرشید»، پنج‏سال با خلافت «محمد امین‏» و پنج‏سال آخر با خلافت «عبدالله المامون‏» معاصر بود.

 

با شهادت امام موسى کاظم(ع)، سیاست ضد علوى عباسیان با شکست مواجه شد. مردم بیش از پیش به اهل بیت عصمت(ع) گرایش پیدا کردند و این گرایش حتى در میان خانواده خلفا و درباریان نیز رسوخ کرد. چنانکه گویند: زبیده، همسر رشید و نوه منصور و بزرگترین زن عباسى، شیعه شد و چون هارون الرشید از آن آگاهى یافت، سوگند خورد که طلاقش دهد. روایت‏شده است که وقتى جسد مطهر امام کاظم(ع) را به جمع پاسبانان حکومت آوردند و با سخنان زشت‏خبر مرگ آن بزرگوار را اعلام کردند، سلیمان، پسر منصور دوانیقى، فرزندان و غلامانش را فرمان داد جلوى این کار را بگیرند. او، خود، با پاى برهنه در پى جنازه حرکت کرد و قضیه را کتبا به اطلاع هارون الرشید رساند. هارون در پاسخ گفت: اى عمو، صله رحم کردى، خداوند به تو پاداش نیک دهد; به خدا سوگند، سندى بن‏شاهک این کار را به دستور ما انجام نداده است.

                                                 

 

همه این کارها به خاطر هراس از شورش علویان سامان یافت. چه اینکه سلیمان بن ابى‏جعفر نیز از برگزیدگان دولت عباسى بود. مؤید این سخن اظهارات هارون در پاسخ به یحیى بن‏خالد برمکى است. یحیى نخست در باره امام کاظم(ع) سعایت کرد و مقدمات شهادت آن حضرت را فراهم آورد; آنگاه در باره امام رضا(ع) به هارون گفت: پس از موسى بن‏جعفر پسرش جاى او نشسته، ادعاى امامت مى‏کند.

                                                 

 

هارون، از عواقب قتل موسى بن‏جعفر(ع) بیم داشت، به یحیى گفت: آنچه با پدرش کردیم کافى نیست؟ مى‏خواهى یکباره شمشیر بردارم و همه علویان را بکشم؟

 

امام رضا(ع) با استفاده از فرصت‏بدست آمده، آشکارا اظهار امامت کرده; در حالى که مى‏دانیم امام صادق(ع)، پنج نفر را وصى خود خواند تا وصى برگزیده از گزند دشمنان در امان ماند.

 

بدین ترتیب باید گفت که عباسیان طى 15 سال آغازین امامت امام رضا(ع) یا در هراس از علویان به سر مى‏بردند و یا به منازعات داخلى بین دو برادر، امین و مامون، مشغول بودند. سرانجام، پنج روز پیش از پایان محرم سال 198 ق، امین از خلافت‏خلع و به قتل رسید. در این دوره حکومتهاى مستقلى چون «ادارسه‏» و «اغالبه‏» پاى گرفتند و قیام ابوالسرایا روى داد. در این قیام بیش از بیست‏هزار نفر شرکت داشتند و شهرهاى زیادى به تصرف قیام‏کنندگان در آمد. در سال‏199 هجرى، ابوالسرایا به دست نظامیان مامون کشته شد.

                                       

 

نام برخى از والیان شهرهاى تصرف شده چنین بود:

 

والى کوفه; اسماعیل بن‏على بن‏اسماعیل بن‏امام جفعرصادق(ع)والى یمن; ابراهیم بن‏موسى بن‏جعفر(ع)والى اهواز; زید بن‏موسى بن‏جعفر(ع) (زیدالنار)والى بصره; عباس بن‏محمد بن‏عیسى بن‏محمد بن‏على بن‏عبدالله بن‏جعفر بن‏ابیطالب‏والى مکه; حسن بن‏حسن افطس‏والى واسط; جعفر بن‏محمد بن‏زید بن‏على‏واسط; حسین بن‏ابراهیم بن‏امام حسن(ع)

                                                   

 

ولایتعهدى امام رضا(ع ) تزلزل شخصیت مامون و قیامها و حکومتهاى مستقلى که در اندک مدتى جان گرفته بود، او را بر آن داشت تا به همان سیاست پیشین عباسیان، که با شعارهایى به نفع علویان حکومت عباسى را از آن خود ساختند، تمسک جوید و رژیم عباسى را با تدبیرى زیرکانه از سقوط حتمى نجات بخشد.

                                      

 

 

بیشتر حکومتهاى به استقلال رسیده و عموم قیام کنندگان و رهبران آنها از خاندان پیامبر بودند. چنانکه در قیام ابوالسرایا دو تن از برادران امام رضا(ع) ولایت‏یمن و اهواز را به دست گرفته بودند. مامون، که پس از شهادت امام کاظم(ع) از امامت على بن‏موسى الرضا(ع) آگاهى داشت، وى را ولیعهد خود ساخت تا آتش انقلابها و شورشهاى شیعى را فرو نشاند.

                                         

 

احمد شبلى مى‏گوید: ... چه بسا انگیزه بیعت گرفتن مامون براى ولایتعهدى امام رضا(ع) آن بود که مى‏خواست‏به آمال اهل خراسان پاسخ بدهد; زیرا آنان به اولاد على(ع) تمایل بیشترى داشتند.

                                         

 

علامه جعفر مرتضى حسینى مى‏گوید:

 

در ارزیابى شورشهاى ضد عباسى به این نکته پى مى‏بریم که از سوى علویان خطرى جدى آنان را تهدید مى‏کرد; زیرا این شورشها در مناطق بسیار حساسى برمى‏خاست و رهبریشان نیز در دست افرادى بود که از استدلال قوى و شایستگى غیر قابل انکارى برخوردار بودند و بدان لحاظ هرگز با عباسیان قابل مقایسه نبودند.

 

اینکه مردم رهبران این شورشها را تایید مى‏کردند و دعوتشان را به سرعت پاسخ مى‏گفتند، خود دلیلى بود بر میزان درک طبقات مختلف ملت از خلافت عباسیان و نیز شدت خشمشان که بر اثر استبداد، ظلم و رفتارشان با مردم و بویژه با علویان برانگیخته شده بود.

 

در این میان، مامون بیش از هر کس دیگرى مى‏دانست که اگر امام رضا(ع) بخواهد از آن فرصت استفاده کند و به تحکیم موقعیت و نفوذ خویش بر ضد حکومت جارى بپردازد، چه فاجعه‏اى در انتظارش است.

                                             

 

مطالعه کل متن در ادامه مطلب ......